تبليغاتX
-------------قانون آزادی

-------------قانون آزادی


نتیجه هر چه شود پیروزی با ماست


داغ کن - کلوب دات کام
دستور توقیف روزنامه كیهان صادر شد

پارلمان‌نیوز: به دلیل عدم حضور شریعتمداری در شعبه نهم دادسرای كاركنان دولت، قاضی منصوری دستور توقیف روزنامه كیهان را صادر كرد.

محمود علیزاده طباطبائی با اعلام این خبر به ایلنا گفت:«به وكالت از علیرضا بهشتی شكایتی علیه شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه كیهان طرح و پرونده به شعبه نهم دادسرای كاركنان دولت ارجاع شد.»

وی ادامه داد:«بازپرس شعبه تاكنون دو بار مدیرمسئول روزنامه كیهان را احضار كرده كه به دلیل عدم حضور وی، قاضی منصوری دستور توقیف روزنامه را صادر كرده و برای موافقت پرونده را به دادستانی تهران ارسال كرده است.»

وكیل علیرضا بهشتی اظهار داشت:«در صورتی‌كه دادستان تهران با این دستور مخالفت كند‏، پرونده برای حل اختلاف بین بازپرس و دادستان به دادگاه ارجاع خواهد شد.»

علیزاده طباطبایی‌كه وكالت میرحسین موسوی را برعهده دارد، از شكایت علیه روزنامه‌های وطن امروز و جوان خبر داد و گفت:«بعد از انتشار مطالبی در مورد ترور مرحوم آیت، شكایتی با وكالت از مهندس موسوی علیه این دو روزنامه در شعبه ششم دادسرای كاركنان دولت مطرح كردیم كه قرار شد روز شنبه توضیحات تكمیلی را ارائه دهیم.»

وی افزود:«این روزنامه‌ها با یكی از نمایندگان دور اول مجلس مصاحبه و اعلام كرده‌اند زمانی‌كه مرحوم آیت می‌خواست علیه میرحسین موسوی مداركی ارائه دهد، ترور و بعدها آن مدارك در وزارت امور خارجه پیدا شد. این روزنامه‌ها به‌طور تلویحی مهندس موسوی و طرفدارانش را متهم به ترور مرحوم آیت كرده‌اند كه مصداق افترا و نشر اكاذیب است.»

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: جمعه سی ام مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
کروبی:برادرهمسر ترانه،باجناق طائب است

پارلمان‌نیوز:‌ مهدی كروبی در پاسخ به نامه برادر همسر ترانه موسوی كه در روزنامه جام جم منتشر شده بود گفت:« بنده قصد نداشتم فعلا این موضوع را رسانه ای كنم ولی زیاده گویی های برخی موجب شد تا برخی مسایل را بازگو كنم.»

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، در این نامه آمده است :

برادر عزیزم جناب آقای حجت الاسلام والمسلمین شاهمرادی
با سلام و احترام

نامه ای را خطاب به اینجانب در روزنامه جام جم مورخ 28/ 5/ 88 نوشته اید و گله مند بودید از آنچه كه من برای روشن شدن افكار عمومی درباره ماجرای ترانه موسوی بیان كردم . البته جای خوشحالی است كه شما اصل گفت و گوی خودتان با بنده را تكذیب نكردید ولی معتقد بودید كه بنده آنچه كه شما به من گفته اید و به قول خودتان تنها قفل سكوتتان را درباره ماجرای ترانه موسوی در حضور بنده شكسته اید به صورت كامل منتقل نكرده ام . اما لازم است كه در این مورد چند نكته را به شما عرض كنم :

١- آقای شاهمردای برادر عزیزم ، نمی دانم كه آیا شما تحت فشار ناچار به نگارش چنین نامه ای به من شده اید كه تیتری بر آن برگزیده شود كه از اظهارات و عملكرد بنده متاسف شده اید یا خیر ؟ ولی وقتی كه نامه شما را خواندم خوشحال شدم از اینكه شما نیز اصل موضوع را تایید كردید و تنها انتقاد داشتید به اینكه چرا بنده امانت دار نبوده‌ام و مطالبی را كه شما نزد من بازگو كرده‌اید ، منتقل كرده ام . چنین است كه من بر آن شدم به نامه شما پاسخ دهم تا شما نیز مطمئن شوید چرامهدی كروبی این سرباز كوچك نظام هیچ گاه نمی تواند در برابر تضییع حقوق مردم سكوت پیشه كند ، به خصوص آنهم در زمانی كه عده ای بر آنند تا جنایات وحشتناكی را كه روی داده است كتمان كرده و یا به گردن دیگری بیاندازنند .

2- هنگامی كه بنده به شما تلفن زدم و درخواست كردم تا ملاقاتی با شما داشته باشم برای این بود كه آنچه از زبان فرد دیگری كه البته شما ایشان را می شناسید و مورد اعتمادمان هست شنیده ام را با شما مطرح كنم . پس اگر به خاطر داشته باشید همان موقع كه درباره این ماجرا سوال كردم به شما عرض كردم كه چه كسی این موضوع را به نقل از شما به بنده گفته است و شما نیز خوب می دانید كه ایشان منبع موثقی هستند . در این راستا لازم به توضیح است كه بنده از اصل موضوع خبر داشتم و تنها برای توضیحات بیشتر خواستم تا ماجرا را از شما جویا شوم و در حقیقت مطلب تازه ای از جانب شما به من در این باره گفته نشد كه شما اكنون از من گله كرده اید كه چرا آنچه شما گفته اید نگفته ام و اظهار داشته اید كه ناباورانه تاسف خورده اید از مطالبی كه مطرح شده است .

3- از سوی دیگر شما بهتر می دانید كه بنده قصد افشاگری درباره جزئیات ماجرای ترانه موسوی نداشتم و نمی خواستم كه این موضوع را فعلا رسانه ای كنم و در مطبوعات منتشر كنم ؛ ولی متاسفم از انكه برخی از مسئولان كشور و ائمه جمعه و روزنامه های به اصطلاح اصولگرا از هر تریبونی برای هتاكی به بنده استفاده كردند و بی آنكه تمایل

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: جمعه سی ام مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
سخنرانی مهم آیت الله العظمی صانعی در انتقاد از نظام

فصلی دیگر

 

آنچه می‌بینید و می‌خوانید، فیلم و گزارشی از سخنرانی آیت‌الله العظمی یوسف صانعی در حسینیه شریف موسوی شهر گرگان و در جمع گروهی از روحانیون این شهر است. این مرجع تقلید شیعیان در این سخنرانی که در روز 21 مرداد ماه ایراد شده، با بیانی پر از رنج و اندوه و با چهره‌ای برافروخته، از اصلاح طلبان زندانی به عنوان «کسانی که در رأس این نظام بودند» یاد کرد و پرسید: آیا نسبت دادن اتهام براندازی به این افراد باور کردنی است؟


ایشان همچنین در بخشی از این سخنرانی، به طور قاطع از مهندس موسوی دفاع می‌کند، سابقه مذهبی او را یادآور می‌شود و از بینش سیاسی او تعریف می‌کند. آیت‌الله صانعی همچنین در این سخنرانی با تاکید بر اینکه در اسلام هیچ‌کس حق ندارد مجرمی را عذاب مضاعف کند، همچنین خاطرنشان می‌کند که حتی کسی که حد بر او واجب است، اگر بیمار باشد، نمی‌توان بر او حد جاری کرد.

این مرجع همچنین به سخنانی از امام علی (ع) اشاره می‌کند که بر اساس آن، در هنگام تجرید و حبس و تهدید و تخویف اقرار معتبر نیست. ایشان شرح دادند که تجرید یعنی قطع ارتباط با دنیای خارج، و این یعنی اقرار کسی که نه روزنامه دارد، نه رادیو دارد و نه ملاقات دارد، به فرموده امیرالمؤمنین که دم از او می‌زنیم، چنین اقراری محترم نیست.

مشاهده فیلم این سخنرانی در سایت یوتیوب:

قسمت اول: http://www.youtube.com/watch?v=4mrDv_MjwM8

قسمت دوم: http://www.youtube.com/watch?v=w7YXm8aBso4

قسمت سوم: http://www.youtube.com/watch?v=WpWra0XundY

قسمت چهارم: http://www.youtube.com/watch?v=yOVZ1i3b6Wo

قسمت پنجم: http://www.youtube.com/watch?v=5pjeDzUa4BE


دریافت نسخه‌های بلوتوث این سخنرانی مهم: (روی این لینک‌ها کلیک راست کنید و گزینه save target as را انتخاب کنید:‌)

قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم

 

آین‌الله صانعی در بخشی از سخنانش که در این فیلم دیده می‌شود، گفت: حبس به کنار، تهدید و تخویف به کنار، اینکه مثلا لباس را در بیاورند که تهدید و تخویف است، تجرید یعنی قطع ارتباط و تخلیه اطلاعاتی او از دنیای خارج، و اینکه تمام روحیه‌اش یک دفعه عوض بشود. خب این خیلی کار خوبی است! پس همه روحیه‌ها را اینطور می‌شود عوض کرد. ما دیگر احتیاجی به تبلیغ نداریم، احتیاجی به هدایت نداریم!

ایشان سپس با هشدار نسبت به چند خطر، از امام‌زدایی و اعمال ناروا به نام قانون اساسی و به نام اسلام و امام به عنوان یک خطر یاد کرد و گفت: می‌گویند یک کسی گفته که رفتیم فلان‌جا و آنجا کتابهای ناجور بود که آنها را آوردیم! اولا تو حق نداری کتابهای جور و ناجور را تشخیص بدهی. به تو چه ارتباطی دارد؟ به قدرتت نناز! ما اینقدر از این قدرت‌ها دیده‌ایم که ذلیل شدند، گریه می‌کردند. بعد آقازاده شهید بهشتی فرمودند بابا اینها کتابهای پدرم بود که آورده‌ام و گذاشته‌ام آنجا. حالا شده کتب ضاله (با تلفظ حرف ضاد از ته حلق!) به تو چه که جمع کنی؟ مگه تو را فرستاده‌اند که کتب ضاله را جمع کنی؟

این مرجع تقلید سپس گفت: دعوا بر سر لحاف ملانصرالدین شده. اینهمه کشته شدند و به خاک و خون آغشته شدند، آن یکی می‌گوید من نبودم من نبودم رفیقم بود!

آیت‌الله صانعی همچنین گفت: امام فرمود میزان رای ملت است. من به یک کسی از مسئولین که واسطه بود، از یک جایی آمده بود و خودش رده دوم و سوم بود، گفتم آقا ابطال کنید انتخابات را، آسمان که به زمین نمی‌آید، گرهی را که می‌شود با دست باز کرد خیلی راحت، ابطال کنید، دوباره انتخابات را شروع کنید با یک شرایط خاصی. او گفت که نه، تقلب نبوده. گفتم آقا! تقلب نبوده که یک کسی گفت هفتاد تا دلیل می‌آورم که توی حوض آب نیست. آن یکی گفت من یک دلیل می‌آورم که هست. بغلش کرد و پرتش کرد توی حوض! گفت حالا آب هست یا نیست؟

ایشان سپس ادامه داد: آن وقت حالا کار را به جایی رسانده‌اند که دیگر ابطال انتخابات هم نتیجه به حال آن افراد نخواهد داد. هرچقدر فشار بیشتر شود، آگاهی زیادتر می‌شود، تنفر بیشتر می‌شود و من نمی‌دانم چه عاملی سبب این کار شده. اصلا مانده‌ام! فکر می‌کنم که چه شده؟

این مرجع تقلید همچنین با اشاره به برخی محافل که در آنها بعد از ذکر نام امام خمینی به جای سه بار (طبق سنت دهه اول انقلاب) یک صلوات می‌فرستند تا امام را خرد کنند، تصریح کرد: این برای آنهایی که می‌خواهند امام را خرد کنند تا خودشان مهم شوند، از صد تا فشنگی که در خیابان‌ها به قلب مردم بزنند، بدتر است. در خانه‌ها و مغازه‌ها و مساجدتان عکس امام را بگذارید. این صلوات‌ها با خون شهید بهشتی‌ها و مطهری‌ها و صدها هزار شهید آمده است.

ایشان با بیان اینکه وقتی سفره گسترده شد همه انقلابی می‌شوند، گفت: آن زمان‌ها که مردم روحانیت را اداره می‌کردند، خواستند امام را بگیرند. ما هفت هشت نفر جوانی بودیم که در بیرونی منزل امام خوابیده بودیم تا اگر آمدند نگذاریم امام را بگیرند. یک شب امام آمدند و گفتند: شما اینجا چه کار می‌کنید؟‌ گفتیم: آمدیم از جان شما نگهداری کنیم. امام یک لبخندی زد، ولی تخطئه نکرد. بنای امام، تخطئه نبود. شما ببینید، امام تمام آنها که در این انقلاب و نهضت زحمت کشیده بودند، از بعضی‌هایشان هم ناراحت بود، اما در عین حال نگهشان می‌داشت، نمی‌گذاشت له شوند. من اسم نمی‌خواهم یکی یکی ببرم.

آیت‌الله یوسف صانعی سپس با ذکر خاطره‌ای درباره رفتار امام با خود ایشان و برادرشان، تاکید کردند: حکومت اسلامی حداقل باید با آنهایی که زحمت کشیدند خوب رفتار کند. این کلاس اول سیاست است. منتها چه کنیم که خدا عقلشان را گرفته است. الحمد لله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء! کلاس اول سیاست این است که اقلا اطرافیانتان را نگه دارید. اینهایی را که سی سال است در نظام زحمت کشیده‌اند، نگه دارید. گرهی را که می‌شود با دست باز کنید، با دندان باز نکنید.

این مرجع تقلید در بخش‌های دیگر سخنانش به شدت از وابسته شدن به رسانه‌های دروغ‌پرداز پرهیز داد و به طور تلویحی از نشان دادن متهم در صداوسیما انتقاد کرد و گفت: توجه به رسانه های دروغگو خلاف قرآن است.

ایشان در ادامه سخنانش ضمن هشدار دادن نسبت به گسترش تنفر در مردم، همچنین از وطن‌فروشی و ترس حکومت‌های مستبد، تا جایی که حتی از آمدن مردم سر قبر مرده‌ها در گورستان و فاتحه خواندن برای مرده‌ها نیز می‌ترسند، سخن گفت و افزود: در رژیم سابق از مرده‌ها هم به نفع خودشان استفاده می‌کردند، کوپن می‌آوردند و شناسنامه مرده‌ها را می‌گرفتند که رای بدهند، ولی این را ندیده بودیم که از مرده‌ها هم بترسند!

ایشان همچنین از روحانیون و اصحاب قلم خواست که آگاهی بدهند و حقوق مردم را تذکر بدهند، و همچنین از مخاطبان خود خواست که هرکجا به نام هدفشان است، حضور پیدا کنند. این مرجع تقلید صاحب فتوا، تصریح کرد: هرجا حرکتی به نفع هدفتان است، بروید و شرکت کنید.

این مرجع تقلید در ادامه سخنرانی‌اش نیز سخنان انتقادی مهمی را علیه دولت و فضای سرکوب حاکم بر کشور بیان کرد و ضمن بازی دانستن بعضی عزل و نصب‌ها در دولت، گفت: لااقل به خاطر ماه رمضان قرارها را تبدیل کنند. می‌شود همه زندانیان را آزاد کنند، بگویید ماه رحمت خداوند است، بروید و حداقل بعد از ماه رمضان آنها را بیاورید. بگذارند حداقل اینهایی که فرزندشان کشته شده، در ماه رمضان سر قبر فرزندشان بروند.

ایشان همچنین به کشته شدن جوانان کشور با لحنی کم‌نظیر اعتراض کرد و مطرح شدن موضوع شیوع مرض مسری در زندان‌ها را بازی دانست

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
كروبي پاسخ خطيبان جمعه را داد و روزنامه اش توقیف شد

 

لازم بذکر است که شب گذشته ( یکشنبه شب ) نماینده دادستانی با حضور در چاپخانه روزنامه اعتماد ملی به خاطر چاپ جوابیه زیر روزنامه را توقیف موقت کرد و اجازه چاپ نداد.

روزنامه اعتماد ملی گروه سياسي: مهدي كروبي به اهانت‌هايي كه از تريبون‌هاي مختلف به ويژه تريبون نماز جمعه مطرح شده بود پاسخ داد. او هفته پيش نيز تاكيد كرده بود چنانچه اين رفتارها ادامه يابد او صريح‌تر از گذشته مسائلي را مطرح خواهد كرد. چنين بود كه كروبي روز گذشته درمصاحبه‌اي دوساعته نه تنها به بيان ويژگي ائمه جمعه‌اي كه مسائلي را نسبت به وي مطرح كرده بودند پرداخت بلكه اعلام كرد در پاسخ به كساني كه مدعي آن هستند او نامه‌اي را بدون سند نوشته است يكي از مستنداتش را با ذكر جزئيات مطرح مي‌كند و چنانچه لازم باشد در آينده نيز مطالبي را طرح خواهد كرد. اشاره كروبي به پشت پرده ماجراي ترانه موسوي است.
مهدي كروبي در واكنش به جوسازي‌هاي اخير و توهين‌هايي كه نسبت به وي وارد شد گفت: «برخي فكر مي‌كنند كه با اين تهمت‌ها و فحاشي كردن‌ها من از ميدان كنار مي‌روم ولي من به اين آقايان توصيه مي‌كنم كه حداقل تاريخ را مطالعه كنند و ببينند كه بعد از انقلاب و در عرصه ماجراي مجلس سوم و مسائلي كه در اواخر آن مجلس روي داد و هر حرفي كه خواستند نسبت به من زدند از جمله آنكه گفتند كروبي با دلارها از ايران خارج شده است چه كسي بود كه ايستادگي و تحمل كرد.» دبيركل حزب اعتمادملي ضمن اعتراض به توهين، هتاكي و تهمت‌هايي كه از سوي مراكز و نهادهاي مختلف و به دنبال نگارش نامه‌اي نسبت به او شد گفت: «‌طي هفته اخير حملات تندي نسبت به من وارد شد، حملاتي كه از تريبون نماز جمعه يا از سوي برخي از نمايندگان مجلس، صدا و سيما و مطبوعات و وابستگان به نهادها و برخي از روحانيت مطرح شد كه من در برابر اين مباحث گفته بودم كه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند من ناگفته‌هايي را بازگو خواهم كرد.» كروبي چنين از انگيزه انجام مصاحبه‌اي در واكنش به اين مسائلي كه طرح شده سخن گفت و با اشاره به انتقاداتي كه به وي وارد شد گفت: «پس از انتخابات رياست‌جمهوري دهم حوادثي در كشورمان رخ داد كه از نظر خشونت، بي‌قانوني، خودسري و دخالت افراد غير مسوول به نام نظام و شبه نظامي و لباس شخصي‌ها امري بي‌سابقه بود و چنين است كه انسان‌هاي مسوول، دلسوز و آگاه بايد احتياط و تحفظ را كنار گذاشته و به هر صورتي كه صلاح مي‌دانند اقداماتي انجام دهند كه مانع ازتكرار اين حوادث شده و ريشه برخوردهاي اينچنيني خشكانده شود.»وي افزود:‌«در هر كجاي دنيا ممكن است چنين حوادثي اتفاق بيفتد كه در عرصه تظاهرات جمعيتي را دستگير كنند اما فكر نكنم كه چنين برخوردهايي صورت گرفته باشد كه گروهي را دستگير كرده و آنها را به مكان‌هاي خاصي منتقل كنند و با آنها هر رفتاري كه مي‌خواهند انجام دهند. در واقع ابتدا افراد را به مكان‌هاي نامعلومي منتقل كنند كه كه حتي رياست قوه قضائيه و دادستان كل كشور بگويند اين رفتارهايي كه انجام شده است زير نظر زندان‌هاي رسمي كه تحت نظر ما بوده روي نداده است و البته پس از مدتي مشخص شود كه زير زميني در وزارتخانه‌اي وجود داشته يا اينكه در بازداشتگاه كهريزك، برخي كلانتري‌ها و پايگاه‌هاي بسيج برخوردهايي صورت گرفته است.»
كروبي خاطر نشان كرد: «حوادثي كه روي داده است به علت اعتراض مردم به نتيجه يك انتخاب بوده است آيا بايد با مردمي كه تنها از سرنوشت راي خود سوال مي‌كنند چنين برخورد كرد؟ در عرض چند روز تعدادي كشته شده و برخي آسيب ديده‌اند به طوري كه دندان‌ها و سرها شكسته شده است و حتي بنابر برخي گزارش‌ها چشماني كور شده و برخي در زندان جان باخته‌اند. اين درحالي است كه معمولا شكنجه‌ها براي گرفتن اعتراف با حساب و كتاب صورت مي‌گيرد و حتي اگر آن فرد زير شكنجه از حال برود او را به بيمارستان منتقل مي‌كنند و باقي بازجويي را در حالي انجام مي‌دهند كه او تحت درمان است. بنابراين از اين جهت من مي‌گويم كه خشونت‌هايي از سوي افرادي ناآگاه و بي‌تدبير صورت گرفته كه بي‌سابقه است و البته اين رفتارها در قبال افرادي بوده كه تنها به نتيجه اعلام شده انتخابات اعتراض داشته‌اند.»‌
رفتارهاي غيرمنطقي
بي‌شماري صورت گرفته است
كروبي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي در نظام جمهوري اسلامي گفت: «به اندازه‌اي در اين مدت رفتارهاي غيرمنطقي و بي‌ضابطه انجام شده است كه وقتي هيات تحقيق و تفحص به خدمت رهبري گزارشي را از وضعيت پيش آمده مي‌دهند ايشان برآشفته و حتي با عباراتي تند دستور تعطيلي بازداشت گاه كهريزيك را صادر كردند كه البته اكنون نيز شاهد بركناري برخي از آمران و مسببان اين حوادث هستيم.» وي با اشاره به اخباري كه به صورت مرتب از برخوردهاي خشن و غير معمول با معترضان به نتيجه اعلام شده انتخابات به او مي‌رسيد گفت: «ما هر روز اخباري را از نحوه برخورد با مردم دريافت مي‌كرديم اخباري كه همين افرادي كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند نزد من مي‌آمدند و بيان مي‌كردند. رفتارهاي خشونت آميزي كه با زنان و مردان صورت گرفته است مانند آنكه هنگامي كه به منزل زن جواني مراجعه كرده‌اند تا او را بازداشت كنند اين زن را در مقابل چشمان مادرش به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند و اين زن هنگامي كه هيات بررسي تحقيق و تفحص از وضعيت زندانيان اخير را در زندان مي‌بيند با شجاعت مقابل آنها مي‌ايستد و نسبت به اين رفتار اعتراض مي‌كند. من بسيار متاثر شدم از چنين برخوردهايي كه تحت لواي نظام جمهوري اسلامي انجام مي‌شود،‌هر خواننده‌اي مي‌تواند خودش را جاي آن مادري بگذارد كه دخترش را مقابل چشمانش مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند.» وي با اشاره به برخورد ساواك در دوران مبارزات انقلابي گفت: «هنگامي كه در دوران مبارزه به منزل من مي‌آمدند تا مرا بازداشت كنند گاهي اوقات خانم كروبي با تندي برخورد مي‌كرد كه آنها تنها مي‌گفتند سفارش كنيد كه ايشان حرمت ما را نگه دارد يا در پرونده يكي از بزرگان هست كه وقتي به منزلش مي‌آمدند تا بازداشتش كنند همسرش تندي مي‌كند كه تنها به او تذكر مي‌دهند ولي اكنون شاهد آن هستيم كه دختري را در مقابل چشم مادرش كتك مي‌زنند و از اين جهت مي‌گويم چنين برخوردهايي در كشورمان بي‌سابقه است.»
كروبي با اشاره به اينكه بارها از طريق نامه و مصاحبه اين مطالب را بيان كرده است گفت:‌«من اين مسائل را طي نامه‌اي به رياست محترم قوه قضائيه، وزير سابق اطلاعات و ديگر مسوولان يادآور شده يا در مصاحبه‌ها به صورت مكرر بيان كرده‌ام تا شايد با توجهي كه نسبت به اين رفتارها مي‌شود مانع از تكرار آن شوند ولي بعد از مدتي اخباري به من درباره آزار جنسي بازداشت شدگان رسيد كه به علت ناراحتي شديد از اين موضوع نامه‌اي را به صورت محرمانه به رئيس مجلس خبرگان نوشتم. در همان نامه هم نگفتم كه حتما چنين اتفاقي روي داده است بلكه گفتم كه شايعه شده كه چنين ماجرايي روي داده و افرادي از آشنايان خودمان نيز اين مطلب را گفته‌اند و تاكيد كردم كه ان‌شاءالله اخباري دروغ و شايعه باشد ولي بايد اين اخبار بررسي شود تا اگر شايعه‌اي بيش نيست كه همه از رفتارها و عملكردها با قاطعيت دفاع كنيم ولي اگر هم در مواردي چنين اتفاقي روي داده است بگوييم كه عاملان اين قضيه جزو نيروهاي خودسر بوده‌اند كه بايد معرفي و مطابق قانون مجازات شوند تا اينكه ساحت مقدس جمهوري اسلامي ايران را از چنين مباحثي پاك كنيم كه چنين موضوعي در تاريخ ثبت نشود و شاخ و برگ فراواني به آن داده شود و از سوي ديگر خون بچه‌هايي كه در اين راه كشته شده‌اند تضييع گردد.» كروبي افزود: «‌من در اين نامه تاكيد كردم كه اگر هم چنين اتفاقي روي نداده است و ثابت شد كه اينچنين نبوده از زبان ما كه خودمان به انتخابات معترض بوده‌ايم مطرح شود تا حداقل عده‌اي باور كنند.»
متاسفم كه اين مطالب
از تريبون نماز جمعه مطرح شد
كروبي با اشاره به برخوردهايي كه در واكنش به انتشار چنين نامه‌اي صورت گرفت گفت: «‌بيش از 10 روز منتظر پاسخ نامه‌ام بودم ولي به من خبري نرسيد و بنابراين اين نامه را علني كردم و در اين ميان جمعيت بسياري از دلسوزان نظام مرا تحسين كردند و برخي هم دوستانه انتقاداتي را مطرح كردند كه من نيز استقبال كردم ولي در همين راستا برخي از تريبون نماز جمعه،‌مجلس، وابسته به نهادهاي نظامي، سايت‌ها و خبرگزاري‌ها، مطبوعات و صدا و سيما به بنده فحاشي كردند. ولي از اين ميان آنچه بيش از همه تاسف مرا برانگيخت مطالبي بود كه از تريبون نماز جمعه عليه من مطرح شد و تريبون مقدس نماز جمعه كه بايد در آن دردهاي مردم گفته شود و از حقوق آنها دفاع شود به تريبوني براي فحاشي تبديل شد. چنين برخوردهايي در حالي نسبت به بنده صورت گرفت كه من تنها با نگارش نامه‌اي يادآور شدم كه بررسي شود آيا چنين مسائلي روي داده است يا خير و اگر هست آيا عاملان آن مجازات خواهند شد و يا اينكه اعلام بركناري عده‌اي كه چنين تخلفاتي را انجام داده‌اند تنها براي جنجال سازي بوده است و تمامي اينها به سركار خود برمي گردند مانند همان كساني كه زماني آن شكنجه‌ها را انجام دادند و آبروي نظام را در عرصه‌هاي بين‌المللي بردند و فيلمي از آن منتشر شد كه هيچ بيننده‌اي نتوانست ان را بيش از 10 دقيقه نگاه كند و اكنون سخناني درباره فعاليت‌هاي آنها شنيده مي‌شود كه چنانچه لازم باشد درباره آنها سخن خواهم گفت.»
وي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي گفت: «افرادي كه بايد از تريبون مقدس نماز جمعه مسائل روز را براي مردم بازگو كنند به بهانه اينكه من به نظام توهين كرده‌ام تهمت و افتراهايي را عليه بنده وارد كردند كه البته درهمين راستا برخي از نمايندگان مجلس نيز با ادبياتي نامناسب به تكرار آن پرداختند. هرچند كه اگر وابستگان به نهادهاي خاص و يا برخي از مطبوعات و صدا و سيما چنين مطالبي را مطرح كنند دور از انتظار نيست چرا كه اينها بنا به دلايل خاص بايد اين كار را انجام دهند و البته بسياري ديگر نيز از مظان اتهام اينها به دور نيستند. از نظر اين نهادها و مراكز و به ويژه برخي مطبوعات كساني كه همفكر آنان نيستند جاسوس، ساده انديش و افراطي هستند كه دچار فساد اخلاقي و اقتصادي شده‌اند. مانند اينكه اخيرا يكي از روزنامه‌ها كه عادت دارد با آبروي ديگران بازي كند جمعي از كارگزاران نظام كه اخيرا نامه‌اي را نوشته‌اند افراطي و رانت خوار ناميده است حال اينكه به عنوان مثال يكي از امضاكنندگان اين نامه محمدعلي نجفي است كه 8 سال وزير آموزش و پرورش،‌وزير آموزش عالي كشور و رئيس سازمان برنامه و بودجه بوده است كه زماني كه من نماينده امام در حج بودم در آنجا به من كمك مي‌كرد و اينك همين فرد را رانت خوار ناميده است. به نظر مي‌رسد كه اين نهادها خود را معيار و ميزان الاعمال مي‌دانند كه ديگران بايد خود را با آنها بسنجند. اينها به جاي اينكه كساني را كه به اين كشور خيانت كرده‌اند مورد حمله قرار دهند به فرزندان انقلاب حمله مي‌كنند و آبروي آنها را مي‌ريزند. همين اندازه نيز بگويم روزنامه‌اي كه چنين مطلبي را مي‌نويسد مسوولش از دوستان نزديك سعيد امامي و همكار او بوده است كه به قول يكي از بزرگان حاشيه امن دارد و رويين تن است، اگر اسفنديار رويين تن بود و تنها چشمش آسيب پذير بود اين برادر رويين تني است كه چشمش نيز از آسيب مصون است.» كروبي با اشاره به انتشار اخبار دروغ در يكي از خبرگزاري‌ها كه آن نيزخود را مصون از هر چيزي مي‌داند گفت:«اين خبرگزاري محترم به انتشار اخبار كذب عادت دارد به طوري كه زماني كه جواني به نام غنيان در اين حوادث پس از انتخابات كشته شد اين خبرگزاري به نقل از پدر اين فرد نوشت كه گفته است موسوي مسوول خون فرزندش است كه پدر غنيان چندي بعد اين خبر را تكذيب كرد. كه اين‌هم نمونه‌اي از آشكار شدن دروغگويي برخي از رسانه‌هاست.»
ناگفته‌هايي از سوابق برخي ائمه جمعه
كروبي در ادامه گلايه‌هاي بسياري داشت از ائمه جمعه‌اي كه با ادبياتي نامناسب به او حمله كردند و تهمت و افتراهايي را نسبت به او وارد كردند و براي روشن شدن افكار عمومي از جايگاه افرادي كه چنين حرمت تريبون مقدس نماز جمعه را نگه نداشته‌اند به بيان برخي از ويژگي‌هاي شخصيتي آنها پرداخت. وي گفت: «امام جمعه‌اي كه در كنار حرم ثامن الحج اين حرف‌ها را مي‌زند و بنده را تروريست مي‌خواند گويي فراموش كرده كه در همان روزگار مبارزه كه طيف روحانيون آواره و بي‌خانه و كاشانه بوده‌اند و همه تحت تعقيب قرار داشته و يا تبعيد بودند و بنده نيز به عنوان عضو كوچكي از اين نظام در ميان آنها حضور داشتم، ايشان به همراه جمعي ديگر با پول‌هايي كه در اختيار داشتند سفرهاي متعددي به پاكستان داشت تا آنكه به تبليغ براي مرحوم آيت‌الله شريعتمداري بپردازد. ما كه به ايشان عيبي نگرفتيم ولي اين روال طبيعي تاريخ است كه اكنون او از تريبون نماز جمعه به دفاع از جمهوري اسلامي بپردازد و بنده را ضد انقلابي و تروريست بداند.»
كروبي با اشاره به سخنان امام جمعه تهران عليه خود گفت:‌«‌آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف‌هايي را مي‌زند همان فردي است كه هرچه من از ديگران سوال كردم سوابقي از ايشان نداشتند و همين اندازه از دوستانش شنيدم كه در صف اول درس آيت‌الله منتظري مي‌نشسته و در زماني كه برخي از دوستان نزديك از مواضع ايشان گله مند بودند ايشان به شدت از مواضع او حمايت مي‌كرده است و پس از رحلت امام به مخالفان درجه اول آيت‌الله منتظري تبديل شد و از اين طريق رشد جهشي و غير معقول پيدا كرد.» كروبي با بيان اينكه من از ائمه جمعه انتظار چنين رفتارهايي را نداشتم گفت: «‌آيا نمي‌شد كه اين پيشنهاد دلسوزانه را مورد بررسي قرار مي‌دادند تا مورد رسيدگي قرار گيرد و ماموري يا ماموراني كه متخلف بوده‌اند مجازات شوند و آنگاه به مردم بگوييم كه اين رفتار از سوي مامور يا ماموراني خودسر صورت گرفته و ربطي به نظام جمهوري اسلامي ايران ندارد؟ آيا بايد با جنجال سازي و عبارت‌هايي تند چنين به نامه دلسوزانه انقلاب پاسخ داده مي‌شد.»
مهدي كروبي با اشاره به اظهارات مجلسي‌ها عليه وي گفت: «‌برخي دوستان مجلسي اظهاراتي را عليه بنده وارد كردند برخي از نمايندگاني كه اين حرف‌ها را مي‌زنند همان كساني هستند كه در سايه عدم صلاحيت نمايندگاني كه راي‌آور بودند و البته جر اصلاحاتي‌هاي داغ نبوده و هيچ نامه‌اي را امضا نكرده بودند و چند دوره هم در مجلس حضور داشتند به مجلس راه يافتند و بايد نيز اكنون در قدرداني از اين چنين رفتاري اين چنين نيز حرف بزنند. چرا كه ديگر نيازي نبود به دادگاه ويژه روحانيتي برگردد كه زماني سيد‌هادي خامنه اي، محتشمي پور، مرحوم خلخالي، موسويان و آيت‌الله بيات را محاكمه مي‌كردند چرا كه ديگر نمي‌شود به راحتي اين افراد را محاكمه كرد و البته برخي از مسوولان دادگاه نيز رضايتي به اين كار ندارند.»
وي همچنين به اظهارات امام جمعه موقت قم اشاره كرد و گفت: «‌از نظر بنده امام جمعه قم آيت‌الله جوادي و آيت‌الله اميني هستند و اينكه فردي را براي چنين مواقعي به عنوان امام جمعه معرفي مي‌كنند جالب توجه است البته من به علت آشنايي كه با پدر مرحوم ايشان دارم درباره اظهارات ايشان واكنشي نشان نمي‌دهم و حرمت پدرش را نگه مي‌دارم.»
كروبي همچنين براي برخي از وابستگان به نهادهايي نظام كه اهانت‌هايي را نسبت به وي مطرح كرده بود پاسخي داشت. وي گفت:‌«‌برخي از برادران نظامي كه چنين حرف‌هايي را مي‌زنند بايد هم اينگونه موضع‌گيري كنند چرا كه آنها اكنون تمام مراكز اقتصادي و سياسي را در اختيار دارند ولي اين افراد متوجه نيستند يك فكر و انديشه قائم به يك نفر و يا چند نفر نيست بلكه درون خانواده‌ها نيز نفوذ مي‌كند به طوري درون خانواده برخي از اين آقايان هم اختلافاتي وجود دارد كه اگر لازم باشد در آن باره صحبت خواهم كرد.»وي افزود: «‌برخي از وابستگان به نهادهاي نظام بسيار پهلوانانه وارد ميدان شده‌اند و هر چه كه خواستند نسبت به بنده گفتند ولي يكي از همين معترضان كه در نهادهاي شبه نظامي نيز فعال است فراموش كرده كه دولت وقت به علت همين رفتارها و كارهايش او را از وزارت اطلاعات اخراج و به جاي ديگر منتقل كرد.»
كروبي در ادامه اين گفت وگو با تاكيد بر اينكه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند مسائل ديگري را صريح‌تر از گذشته مطرح خواهد كرد به بيان واقعيت ماجراي ترانه موسوي پرداخت و تاكيد كرد: «‌من از پشت پرده اين ماجرا مي‌گويم تا ببينم كساني كه در مذمت دروغگويي صحبت مي‌كنند برآشفته شوند و در برابر اين دروغگويي موضع گيري كنند.»
وي چنين ماجرا را شرح داد: «مدتي پيش در سايت‌ها،‌خبري منتشر شد مبني بر اينكه خانم ترانه موسوي به همراه تعدادي ديگر در حاشيه مراسم مسجد قبا ربوده شده است. مدتي بعد هرچند كه تعدادي از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولي ترانه موسوي آزاد نشد و سپس اعلام كردند كه خانواده‌اش بيايند و جنازه‌اش را تحويل بگيرند. در همان زمان به جاي آنكه تحقيقاتي درباره اين موضوع انجام شود در مقابل هياهوي رسانه‌هاي بيگانه برخي مسوولان در انديشه طراحي سناريويي براي به انحراف كشاندن اين موضوع در داخل و خارج بودند. بنابراين طراحان نابغه و مديراني دور انديش سناريويي را نوشتند. براي اجراي اين سناريو به وسيله فردي كه نام او را نمي‌برم متوجه شدند كه خانواده‌اي عروسي دارند به نام ترانه موسوي كه در كانادا زندگي مي‌كند و تنها نياز به آن بود كه به صحنه سازي بپردازند و خانواده اين دختر را وادار به انجام مصاحبه‌اي كنند كه در آن بگويند دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي‌كند.


پس چند نفر از افراد امنيتي كه چهره‌هايي شناخته شده هستند به منزل اين خانواده محترم و شريف مي‌روند و خطاب به خانواده مي‌گويند كه ترانه موسوي دچار سانحه سوختگي شده و براي آنكه معلوم شود اين عروس آنها هست يا خير بيايند و جنازه‌اش را تحويل بگيرند. در همين هنگام پدرخانواده مي‌گويد كه عروس ما در ايران زندگي نمي‌كند و چون بزرگان خانه اهل سياست نبوده و چهره‌هاي علمي هستند بسيار ساده به اين موضوع نگاه كردند. در همين حال پدر خانواده به پسرش كه يكي از چهره‌هاي علمي و سياسي است تلفن مي‌كند و مي‌گويد كه چنين ماجرايي روي داده و شماره تلفن ديگر پسرش شوهر ترانه را مي‌خواهد كه فرزندش به او مي‌گويد برادرش براي آنكه بداند موضوع از چه قرار است به كانادا رفته وهنوز نرسيده كه بتوانند با او تماس بگيرند. در همين حال مادر متوجه مي‌شود كه چنين اتفاقي افتاده و از حال مي‌رود و به بيمارستان منتقل مي‌شود. پدر خانواده وقتي كه متوجه مي‌شود قضيه جدي است براي بار دوم با پسرش تماس مي‌گيرد كه او متوجه مي‌شود قضيه بيخ پيدا كرده و بنابراين خود را شتابزده به منزل مي‌رساند. او مشاهده مي‌كند كه چند نفري در خانه حضور دارند كه برخي از آنها از چهره‌هايي هستند كه در دوران دفاع مقدس حضور داشته‌اند كه اين موضوع مرا به ياد سخني از شهيد حميد باكري مي‌اندازد كه مي‌گفت:‌«‌اي كاش ما درجبهه‌ها به شهادت برسيم زيرا اگر مانديم معلوم نيست كه چه بلايي بر سرمان آيد و جزو چه جمعيتي باشيم» اين آقا كه داراي آگاهي سياسي بود هنگامي كه با اين افراد صحبت مي‌كند مي‌گويد كه نزد من اين حرف‌ها را نزنيد چرا كه من مي‌دانم اصل قضيه چيست و حتي اين اصطلاح را به كار مي‌برد كه پيش كولي معلق نزنيد. آن افراد نيز چون متوجه آگاهي اين فرد مي‌شوند از اين جهت با او صحبت مي‌كنند كه براي حفظ نظام و در مقابله با جنجال سازي‌هاي رسانه‌هاي بيگانه به صلاح است كه با آنها همكاري كنند. در همان حال اعضاي خانواده گفته‌اند كه شما از ما چه مي‌خواهيد آنها مي‌گويند كه شما در مقابل دوربين قرار بگيريد و بگوييد كه ترانه زنده است. برادر شوهر ترانه ابتدا مخالفت مي‌كند و مي‌گويد كه اصل اين قضيه صحيح نيست و از سوي ديگر ما هم تاحدودي چهره‌هايي شناخته شده هستيم و البته از آنها پرسيده كه چنانچه چنين كاري انجام شود با ترانه واقعي چه كار خواهند كرد كه آن افراد گفته‌اند كه شما به اين كارها كاري نداشته باشيد و نگران نباشيد. همچنين اين خانواده گفته‌اند عكسي كه شما داريد عروس ما نيست كه آنها مي‌گويند شما به اين كارها كاري نداشته باشيد. در همين حال برادر شوهر ترانه كه يكي از چهره‌هاي علمي و سياسي بوده است تحت تاثير قرار مي‌گيرد و فكر مي‌كنيد كه با انجام چنين كاري در مقابل سوءاستفاده بيگانگان ايستادگي مي‌شود ولي او پيشنهاد مي‌كند كه بروند و با پدر و مادر ترانه صحبت كنند. در همين حال اين افراد شماره تلفن منزل آنها را جويا مي‌شوند كه برادر شوهر ترانه مي‌گويد بنابراينكه آنها منزلشان را تغيير داده‌اند ما شماره‌اي از آنها نداريم و بردارم هم به مقصد نرسيده كه از او شماره شان را بگيريم. پدر شوهر ترانه نيز مي‌گويد كه شايد حاج خانم (همسرش) شماره‌اي در اتاقش داشته باشد ولي بنابر اينكه همسرش به بيمارستان منتقل شده بود در اتاقش بسته بود و كليد نبود كه افراد حاضر تصميم مي‌گيرند كه در اتاق را بشكنند كه با ممانعت اعضاي خانواده رو به رو شده‌اند كه خطاب به اين افراد گفته‌اند شما برويد و ما خودمان سعي مي‌كنيم شماره تلفن آنها را پيدا كنيم.ولي جالب توجه اينكه قبل از آنكه اعضاي اين خانواده شماره تلفن پدر و مادر ترانه را پيدا كنند آنها خودشان تلفن را پيدا مي‌كنند. در همين راستا برادر شوهر ترانه با پدر مادر وي تماس مي‌گيرد و مي‌گويد كه شما تنها تا اين اندازه صحبت كنيد و خطاب به اين آقايان مي‌گويد كه اين خانواده در جريان موضوع نيستند و در اين اندازه تنها با آنها صحبت كنيد. چنين شد كه مادر و پدر ترانه موسوي در مقابل دوربين قرار گرفتند و گفتند كه دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي‌كند. البته بعد از اينكه اين خانواده متوجه شده‌اند كه اصل ماجرا چه بوده است بسيار ناراحت شده‌اند و مي‌خواستند كه ماجرا را بازگو كنند كه همين برادر شوهر ترانه به آنها گفته كه حرفي نزنيد و گرنه سرنوشت شما معلوم نيست كه چه شود.»
از دروغگويي مسوولان متاسفم
كروبي پس از شرح اين ماجرا از دروغگويي‌هاي برخي مسوولان ابراز تاسف كرد و گفت:‌«‌اين افراد اظهار كرده‌اند كه براي حفظ اصل نظام بايد اين خانواده اقدام به چنين كاري كنند ولي از نظر ما براي حفظ اصل نظام و پايبندي به قانون اساسي، ارزش‌هاي انقلاب و آرمان‌هاي حضرت امام مهم است. حفظ اصل نظام بر پايه عمل به وعده‌هايي است كه به مردم داده‌ايم ولي متاسفم كه اينكه از انقلاب برگشته‌ايم و با آبروي نظام بازي مي‌شود.» وي تاكيد كرد:‌«‌آيا مسوولان از اين طريق مي‌خواهند اعتماد مردم را جلب كنند ولي اين آقايان بسيار بي‌تدبير عمل كرده‌اند چرا كه مردم اينقدر هوشمند هستند كه اصل موضوع را بفهمند.» كروبي با بيان اينكه براي مسوولان گوشه‌اي از حوادث تاريخي را بازگو مي‌كنم گفت: ‌ «هنگامي كه در سال 41 مبارزات نهضت انقلاب اسلامي شروع شد يكسري افراد ناآگاه كه وابسته به حكومت بودند قصد داشتند تا حركت امام‌خميني براي مبارزه با رژيم پهلوي را به ماجراي كشتار مردم در مسجد گوهرشاد تشبيه كنند. در ماجراي مسجد گوهرشاد حركتي عليه كشف حجاب از سوي رضاخان صورت گرفت و در آن حادثه عده‌اي كشته شدند. بعد از مدتي در همان سال 41 وقتي كه با ماجراي حركت مبارزاتي امام مواجه شدند در يكي از روزنامه‌ها همين ماجراي مسجد گوهرشاد را نوشتند تا حركت امام را با آن مقايسه كنند. در ماجراي مسجد گوهرشاد شيخ جواني به نام بهلول در مسجد سخنراني مي‌كرد و مردم را به ايستادگي دعوت مي‌كرد كه پس از حمله نيروها و آغاز كشتار مردم فرار كردند كه اين شيخ نيز فرار كرد ولي او پس از آن همواره آواره بود و سال‌ها در افغانستان زنداني بود و آخر عمر خود به ايران آمد. پيرو اين قضيه ماجرايي ساختند مبني براينكه اين فرد به خارج از كشور رفته و در آنجا زندگي خوبي دارد. در همان زمان عكس فردي را با كروات در روزنامه چاپ كردند و نوشتند كه اين فرد تاجر آهن است و در خارج زندگي مي‌كند و وضعيت خوبي دارد. نوشتند اين فرد بهلول نام دارد كه آمده به ايران و اين كشتار را راه‌اندازي كرده و خود به خارج متواري شده است. در همان زمان جمعيتي واقعيت را كشف كردند و بهلول واقعي را معرفي كردند. اعلاميه‌اي مبسوط در مشهد منتشر شد كه بر روي آن دو عكس چاپ شده بود. عكس فردي كه همان تاجر آهن بود كه در خارج زندگي مي‌كرد و آن را معرفي كرده بودند و ديگر عكس بهلول واقعي را كه مدت‌ها در زنداني در افغانستان بود منتشر كردند. بنابراين در حدود 48 سال پيش چنين حادثه‌اي روي داد كه سريع برملا شد. حالا چطور است كه مسوولان انتظار دارند كه در تهران و آن هم در عصر ارتباطات حادثه‌اي روي دهد و كسي متوجه آن نشود و يك خانواده محترم را بياورند و بگويند كه مطلبي را تكذيب كند و اين خانواده پس از آنكه متوجه شدند اين اقدام كلكي به آنها بوده است ناراحت شدند.» كروبي افزود:‌«همان شبي كه فيلمي درباره ترانه موسوي از تلويزيون پخش مي‌شد من قبل از آنكه در جريان اصل ماجرا قرار گيرم تحت تاثير قرار گرفتم ولي همان شب به مراسم عروسي رفتم كه در آن مراسم جواني نزد من آمد و گفت آيا اينها فكر مي‌كنند كه مردم نمي‌دانند چند تا ترانه موسوي در ايران وجود دارد و من از اين حرف متعجب شدم و با خود گفتم من با اين سن و سال و تجربه‌اي كه دارم به موضوع شك كردم ولي اين جوان اصلا شك هم نكرده است.» وي با اشاره به موثق بودن منبعي كه جزئيات ماجراي ترانه موسوي را به وي منتقل كرده است گفت:‌«‌مي دانم كه آنها از چه طريقي اين ترانه موسوي را پيدا كرده‌اند و منبع خبر نيز موثق است واگر لازم باشد در اين باره صريح‌تر صحبت مي‌كنم تا مشخص شود كه نقش افراد تا چه اندازه بوده است.»
با روشن شدن ابعاد ماجرا
عقب‌نشيني مي‌كنم
وي همچنين به مورد ديگري از رفتارهاي برخي از مسوولان اشاره كرد و گفت:‌«در سال‌هايي كه قتل‌هاي زنجيره‌اي رخ داده بود هنوز انتخابات سال 76 برگزار نشده بود كه گفتند حرم امام (ره)‌را منفجر كرده‌اند و قصد داشتند تا در حرم حضرت معصومه نيز بمب‌گذاري كنند كه عامل آن دستگير شده است. پس از گذشت يك هفته چند دختر را به تلويزيون آوردند و آنها بسيار سر حال مقابل دوربين طوري سخنراني كردند كه از هر سخنران ماهري بهتر صحبت كردند. من درهمان زمان خنديدم و گفتم كه اين موضوعي مسخره است مگر مي‌شود كه فردي را بازداشت كنند و او را شكنجه كنند تا اعترافي كند و بعد با اين سرعت و با اين حالت آنها را مقابل دوربين بياورند و آنها نيز اعتراف كنند. نتيجه چنين كارهايي موجب روي دادن ماجراي قتل‌هاي زنجيره اي،‌نويسندگان و كشته شدن فروهر و همسرش مي‌شود.» كروبي در ادامه خطاب به كساني كه قصد دارند تا او را وادار به سكوت كنند گفت:‌«‌من تنها در برابر چنين رفتارهايي موضع‌گيري اينچنيني ندارم بلكه همان طور كه مي‌دانيد نسبت به دوستان و همفكران خودم در مواقعي كه تفكرات آنها را صحيح نمي‌دانم تذكر داده‌ام و با آنها برخورد كرده‌ام و البته هزينه آن را نيز پرداخته ام. من در مقابل كسي ايستادم كه هم براي من محترم است و از دوستان بنده مي‌باشد و از پايگاه و نفود هم در جامعه برخوردار بود و من نيز براي انتخاب او نقش مهمي داشتم ولي اين فرد از هيچ مخالفتي با من دريغ نكرد و در انتخابات دو دوره گذشته رياست‌جمهوري از من حمايت نكرد ولي من به راه خودم ادامه دادم. بنابراين اين آقايان خيال مي‌كنند كه با تهمت و افتراهايي كه مطرح مي‌شود من از ميدان كنار مي‌روم در حالي‌كه من مي‌گويم كه مطالبي كه از تريبون نماز جمعه يا روزنامه‌هايي كه مردم نسبت به آنها اعتماد ندارند و خوش بين نيستند مطرح مي‌شود من از ميدان در مي‌روم. من در شرايطي عقب نشيني خواهم كرد كه همه بدون آنكه قصد مچ گيري داشته باشيم همه ابعاد حوادث تلخي كه روي داده و موجب ضربه زدن به نظام شده و مباحثي را در داخل و خارج مطرح كرده است بررسي شود و نتايج اين بررسي‌ها صادقانه و معقول و منطقي به مردم اعلام شود. وي تاكيد كرد: «در زماني من سكوت مي‌كنم كه همه ابعاد اين ماجراها بررسي شود و با مردم صادقانه حرف زده شود و هر كسي كه تخلف كرده متناسب با جرمي كه انجام داده و مطابق با قانون محاكمه شود و هر كسي اشتباهي كرده اشتباه خود را بپذيرد.» كروبي در نهايت تاكيد كرد:«اكنون شرايطي را ايجاد كرده ايد تا ديگر كسي جرات حرف زدن نداشته باشد ولي من باز مي‌گويم كه اين رفتارها و ايجاد رعب و وحشت مرا به سكوت وادار نمي‌كند و چنانچه لازم باشد برخي مسائل را مطرح مي‌كنم.» وي تاكيد كرد: «وقتي كه همه ابعاد قضيه بررسي شد از امام جمعه‌ها بخواهيم كه بيايند و در نماز جمعه نتيجه را مطرح كنند نه اينكه در اظهاراتي يك طرف محكوم و يك طرف حاكم باشند.»


سوابق خطيبان جمعه از نگاه كروبي
امام‌جمعه‌اي كه در كنار حرم ثامن‌الحجج مرا تروريست مي‌خواند گويي فراموش كرده موقعي كه امثال من زندان بوديم ايشان با پول‌هايي كه در اختيار داشتند به پاكستان مي‌رفتند و براي مرحوم آيت‌الله شريعتمداري تبليغ مي‌كردند
آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف‌هايي را مي‌زند هرچه من از ديگران
سوال كردم سوابقي از ايشان نداشتند و همين اندازه شنيدم كه در صف اول درس
آيت‌الله منتظري مي‌نشسته و پس از رحلت امام به مخالفان درجه اول
آيت‌الله منتظري تبديل شد و رشد جهشي غيرمعقول پيدا كرد
از نظر بنده امام جمعه قم آيت‌الله جوادي آملي و آيت‌الله اميني هستند و اين‌كه فردي را براي چنين مواقعي به‌عنوان امام‌جمعه معرفي مي‌كنند جالب توجه است البته من به‌علت آشنايي
با پدر مرحوم ايشان درباره اظهارات‌ اين فرد واكنشي نشان نمي‌دهم و حرمت پدرش را نگه مي‌دارم

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
روایت کروبی از ماجرای ترانه موسوی
 

مهدی کروبی نامزد معترض به نتیجه انتخابات می‌گوید دو زنی که در تلویزیون ایران به عنوان مادر و خواهر ترانه موسوی معرفی شده‌اند، هیچ ارتباطی با دختری که با همین نام مورد تجاوز قرار گرفته و کشته شده است، ندارند.

ترانه موسوی بنا بر برخی گزارش‌ها در هفتم تیرماه مقابل مسجد قبا در تهران دستگیر شد و چندی بعد اعلام شد که پس از «تجاوز» کشته شده و «جسد سوخته‌اش» در نزدیکی‌های شهر قزوین پیدا شده است.

تلویزیون ایران در واکنش به این گزارش‌ها، با تهیه برنامه‌ای ضمن تکذیب این گزارش‌ها به نقل از خانواده دختری که هم اسم ترانه موسوی است اعلام کرد که وی در حال حاضر در کانادا زندگی می‌کند.


 

مهدی کروبی امروز یکشنبه با رد گزارش تلویزیون ایران، برای نخستین بار فاش کرد که دو زنی که گفته شده مادر و خواهر ترانه موسوی هستند، هیچ ارتباطی با دختری که با همین نام کشته شده، ندارند.

کروبی افزود که دختری که در گزارش تلویزیونی، گفته شده زنده است و در حال حاضر در کانادا زندگی می‌کند، «عروس خانواده‌‌ای نسبتا» سرشناس است.

به گفته دبیرکل حزب اعتماد ملی، «سناریویی» که در این خصوص در تلویزیون ایران پخش شده است، محصول «طراحان نابغه و مدیرانی دوراندیش» است و «مردم این‌قدر هوشمند هستند که اصل موضوع را بفهمند.»

کروبی که با وب‌سایت سحام نیوز گفتگو می‌کرد، افزود که با انتشار خبر «تجاوز و سوزاندن جسد ترانه موسوی» برخی مسئولان «دوراندیش» تصمیم گرفتند که سناریویی طراحی کنند تا این موضوع را در «داخل و خارج» به انحراف بکشند.

این نامزد معترض به نتیجه انتخابات ادامه داد که مسئولان با شناسایی خانواده‌ای که عروس آنها هم اسم دختر کشته شده است، نزد آنها می‌روند و به آنها می‌گویند که «ترانه موسوی دچار سانحه سوختگی شده و برای آنکه معلوم شود این عروس آنها هست یا خیر، بیایند و جنازه‌اش را تحویل بگیرند.»

به روایت آقای کروبی، پدر خانواده در واکنش به خبر اظهار می‌دارد که عروس آنها در ایران به سر نمی‌برد و از یکی از پسرانش که به گفته کروبی یکی از چهره‌های شناخته شده سیاسی و علمی است، می‌خواهد موضوع را پیگیری کند.

دبیرکل حزب اعتمادملی ادامه داد زمانی که مشخص شد عروس این خانواده زنده است، برخی از افراد نظامی، ‌انتظامی و اطلاعاتی که چهره‌هایی شناخته شده هستند، از این خانواده می‌خواهند که برای «حفظ نظام» از خانواده عروس خود بخواهند که موضوع کشته شدن ترانه موسوی را تکذیب کنند.

به گفته آقای کروبی، این درخواست ابتدا با مخالفت برادر شوهر ترانه موسوی (ساکن کانادا) روبرو می‌شود و او می‌گوید: «اصل این قضیه صحیح نیست و از سوی دیگر ما هم تاحدودی چهره‌هایی شناخته شده هستیم و چنانچه چنین کاری انجام شود با ترانه واقعی چه کار خواهید کرد که آن افراد گفته‌اند که شما به این کارها کاری نداشته باشید و نگران نباشید.»

به گفته دبیرکل حزب اعتماد ملی، این‌گونه شد که «مادر و پدر ترانه موسوی در مقابل دوربین قرار گرفتند و گفتند که دخترشان زنده است و در کانادا زندگی می‌کند.»

مهدی کروبی همچنین گفت که «بعد از این‌که این خانواده متوجه شده‌اند که اصل ماجرا چه بوده است، بسیار ناراحت شده‌اند و می‌خواستند که ماجرا را بازگو کنند که همین برادر شوهر ترانه به آنها گفته که حرفی نزنید و گرنه سرنوشت شما معلوم نیست که چه شود.»

کروبی پس از شرح این ماجرا از «دروغ گویی‌های مسئولان» ابراز تاسف کرد و افزود: «این افراد اظهار کرده‌اند که برای حفظ اصل نظام، باید این خانواده اقدام به چنین کاری کنند.»

او در ادامه سخنان خود پرسید: «آیا مسئولان از این طریق می‌خواهند اعتماد مردم را جلب کنند؟»

وی با اشاره به موثق بودن منبعی که جزئیات ماجرای ترانه موسوی را به وی منتقل کرده است، افزود: «‌می‌دانم که آنها(مسئولان) از چه طریقی این ترانه موسوی را پیدا کرده‌اند و منبع خبر نیز موثق است و اگر لازم باشد در این باره صریح‌تر صحبت می‌کنم تا مشخص شود که نقش افراد تا چه اندازه بوده است.»

آقای کروبی در بخش دیگری از سخنان خود گفت که «برخی فکر می‌کنند که با این تهمت‌ها و فحاشی کردن‌ها من از میدان کنار می‌روم.»

او که گفته بود به زودی پاسخ «دین‌فروشان» را خواهد داد، با انتقاد از حملاتی که در خطبه‌های نماز جمعه چند شهر علیه‌اش مطرح شده، گفت: «تریبون مقدس نماز جمعه به تریبونی برای فحاشی» تبدیل شده است.

دبیر کل حزب اعتماد ملی در پایان سخنان خود خطاب به مقام‌های جمهوری اسلامی گفت که «اکنون شرایطی را ایجاد کرده‌اید تا دیگر کسی جرات حرف زدن نداشته باشد، ولی من باز می‌گویم که این رفتارها و ایجاد رعب و وحشت، مرا به سکوت وادار نمی‌کند.»

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
«به دختران اعدامی تجاوز می‌شد که به بهشت نروند»
 

سودابه اردوان؛ زندانی سیاسی سابق

۱۳۸۸/۰۵/۲۵
سودابه اردوان، زندانى سياسى سابق و بازمانده قتل‌عام‌ زندانيان سياسى سال ۱۳۶۷، که هشت سال را در زندان‌های اوین و قزل حصار به سر برد، به دلیل نقاشی‌های مخفیانه‌اش در زندان شناخته می‌شود.

سودابه اردوان این کارها را در کتابی در سال ۲۰۰۳ منتشر کرد که به چاپ دوباره نیز رسیده است. خانم اردوان در گفت‌وگو با رادیو فردا از اعمال شکنجه و تجاوزات جنسی در زندان‌های جمهوری اسلامی می‌گوید.

  • رادیو فردا:  خانم اردوان، وضعیت شما در زندان اوین چگونه بود؟

سودابه اردوان: ما با چادر و چشم‌بند وارد راهروهای بازجویی اوین شدیم. وقتی وارد این راهروها می‌شوید، بلافاصله یک فضای رعب و وحشتی هست. مرتب فحش می‌دهند، کتک می‌زنند، لگد می‌زنند. زمین خونی است. صدای ضجه و فریاد آدم‌ها را که دارند کتک می‌زنند، می‌شنوید. آدم واقعاً احساس می‌کند که وارد یک جهنم شده است.

بعد از آن نوبت خود آدم می‌رسد برای بازجویی. زیرپایت خون خشک شده آدم‌هاست. زیر پایت آدم‌هایی هستند که زخمی روی زمین افتاده‌اند، هرلحظه قدم می‌گذاری با چشم‌بند نگرانی که مبادا پاهای زخمی را تو دوباره لگدشان کنی. همه با چشم‌بند، افتاده‌اند. تنها صدایی که می‌آید صدای ضجه و صدای فحش است. ضجه انسان‌هایی که زیر شکنجه هستند، و فحش و فریاد خشم‌آلود رکیک بازجوها که به زندانی‌ها می‌دهند. دو صدای متناقض. برای آدم شوک‌آور است.

  • چه نوع شکنجه‌های روحی و جسمی شامل حال زندانیان می‌شود؟

متداول‌ترین شکنجه همان کابل است که اینها خودشان متخصص شده‌اند. از کابل‌های باریک، کلفت؛ هرکدام چه تأثیری دارد. وقتی با این کابل زندانیان را کتک می‌زنند، درد وحشتناکی دارد. به مرحله‌ای می‌رسد که زندانی بیهوش می‌شود. وقتی می‌بینند که این دیگر دردی را احساس نمی‌کند، یک پارچ آب بغل دستشان گذاشته‌اند، یا روی پای زخمی می‌ریزند یا روی صورت زندانی. به هر حال او را به هوش می‌آورند که دوباره بزنند.

زندانیان زن توسط زندانیان مرد شکنجه می‌شوند. در آن لحظه‌ای که زن‌ها زیر شکنجه هستند، مسئله اینکه نامحرم است و این مسائل خبری نیست. شکنجه‌گر مرد یک نفر نیست. یکی می‌نشیند روی سینه، روی بدن زندانی. که نتواند حرکت کند.

یک پارچه یا جوراب کثیف می‌چپانند توی دهان زندانی که نتواند فریاد کند. پاهایش را می‌بندند. دستهایش را می‌بندند. بعد شروع می‌کنند به پای آدمها زدن. شدت ضربه ها به حدی زیاد است که بارها دیده شده که دست و پایی که به شدت بسته بوده، زندانی توانسته حتی با زخم هم دست‌هایش را آزاد کند. از شدت شوکی که به دست و بدن وارد می‌شود.

کابل یکی از معمولی‌ترین‌شان است. آویزان کردن دارند، قپونه کردن دارند، شکنجه‌های روانی که باز شکل‌های متفاوتی دارد. در مراحل متفاوت، شکل‌های متفاوت. بعد از سی سال اینها شکنجه مردم ایران است. اینها تجربه‌های زیادی را پیدا کردند. به جایی رسیده‌اند که می‌دانند کدام شکنجه‌ها زودتر جواب می‌دهد.

وقتی خود زندانی را شکنجه می‌کنند، زندانی به مراتب بیشتر مقاومت می‌کند. تا اینکه به زندانی بگویند که همین الان بچه‌ات را می‌آوریم جلویت آتش می‌زنیم. چیزی که به خانم طلوعی گفتند. یا همان نوار زن سعید امامی که در آمده بود می‌گفتند به جگرت نمی‌زنیم به جگرگوشه‌ات می‌زنیم.

پستی را به جایی رسانده‌اند که خود متهم را برای شکنجه می‌گذارند کنار و نزدیکان شخص دستگیر شده را می‌آورند جلویش شکنجه کنند. مثلاً من یادم است که سال ۶۰ که دستگیر شده بودیم، اگر برادر، خواهر یا پدر ومادر، با هم دستگیر شده بودند، جلوی هم شکنجه می‌کردند که آن کسی که زیر شکنجه است، فریادهای او دیگران را هم خرد کند.

  • در مورد سوء استفاده‌های جنسی در زندان شما چیزی شنیده‌اید؟ آیا صحت دارد؟

شکنجه جنسی یک ابزار دیگری است برای خرد کردن زندانی. این چیزی نیست که مال الان باشد. از همان سال ۶۰ نگاهی که عمال و شکنجه‌گران جمهوری اسلامی بخصوص روی زن‌ها داشتند، از این طریق همیشه فکر کردند که شکنجه بیشتری را می‌توانند اعمال کنند.

یکی از متداول‌ترین چیزها این است که زندانیان سیاسی زن، بخصوص در آن سال‌هایی که ما زندان بودیم، اکثراً ۱۷ یا ۱۸ ساله بودند. بچه‌های جوانی بودند ازدواج نکرده. اینها را قبل از اینکه اعدام کنند، فکر می‌کردند حتماً به اینها تجاوز کنند که اینها بهشت نروند. این سیستماتیک بود. اینها توجیه مذهبی پشت آن داشتند.

  • خانم اردوان چگونه نکاتی که می‌گویید را متوجه می‌شدید و تا چه حد مدلل است؟

در موردهای مشخص بوده که به خانواده فرد اعدام شده، شیرینی یا مقداری کمی پول دادند، که این شیرینی ازدواج دختر شماست قبل از اعدام. یک قوطی شیرینی فرستادند در عین حال گفتند که اینقدر مثلاً پول گلوله باید بدهید. یک چیزی را اشاره کنم. تمام این چیزهایی که الان رو می‌شود و به حق هم باید رو شود، خیلی خوب است. ولی دوران ما یعنی دوران دهه ۶۰ که ما زندان بودیم، اختناق خیلی بد بود.

ما نمونه‌ای داریم، مثلاً زندان تبریز. بازجویی به شکل سیستماتیک به اکثر دخترهای زندانی تجاوز کرده بود. اسمش مهدی بود. وقتی قضیه رو شد خودشان به دست و پا افتادند. دیدند وضع خیلی ناجور است. مثل الان هم یکدست و یک شکل نبودند.

بازجو را می‌آورند در حضور زندانی‌ها اعدام کنند. همه زندانی‌ها را جمع می‌کنند توی هواخوری اوین که ببینند این بازجو می‌خواهد اعدام شود. که البته تیر نزده بازجو همانجا سکته می‌کند و می‌میرد. ولی همین بازجو به صدها زندانی تجاوز کرده بود.

ولی نه شرایط اجتماعی نه سیاسی، مناسب نبود که کسانی که قربانی این تجاوزها شدند، بتوانند صحبت کنند. کسی هم نبود که حتی از داخل رژیم بخواهد اینها را افشا کند. می‌خواهم بگویم که اگرهم کسی این قضیه برایش اتفاق می‌افتد، چقدر سخت بوده از جنبه‌های متفاوت که این را بیان کند. متأسفانه صحبت کردن درمورد شکنجه‌های جنسی چند برابر سخت‌تر است تا شکنجه‌های معمولی.
نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
تاملاتی درباره اعتراف‌گیری و پروژه شستشوی مغزی

از این سو

تبيين علمي فرايند شستشوي مغزي و اعتراف‌گيري بر اساس آن:

بسياري از مردم اين روزها شاهد “اعتراف‌گيري” از شخصيت‌هاي سياسي هستند و هركس برداشتي از اين اتفاق دارد. بعضي ابراز همدردي مي‌كنند و برخي ديگر از اين مسئله سرخورده و نااميد مي‌شوند. اما چيزي كه شايد اكثر آدم‌ها ندانند اين است كه فرآيند بسيار مرموز اما مهمي در پشت صحنه اين اعتراف‌گيري‌ها وجود دارد كه آن را با عنوان “شستشوي مغزي” ياد مي‌كنند.

در اين فرايند روح و روان آدمها چنان تغيير مي‌كند كه آنها ديگر “خودشان” نيستند و مغز آنها به شكل عادي كار نمي‌كند.

عطريان‌فر در گفتگويي با خبرنگار صدا و سيما در 11 مرداد مي‌گويد:”اين برادراني كه با ما در زندان دم‌خور بودند و با آنها گفت‌وگو مي‌كرديم از جنس خودمان هستند، چرا كه ما يك بخش و قطعه‌اي از پازل نظام بوديم؛ يعني ما در يك حوزه سياسي و رسانه‌اي و اينها در حوزه امنيت و اطلاعات؛ اما فصل مشتركات و مباني مشترك داريم و در اين مباني اختلافي نداريم”. او ادامه مي دهد كه “اين طبيعت سنخ آن دوستان (بازجويان) و ما است كه به لحاظ پايه‌اي با يكديگر نسبتي داريم و به همين دليل به يك تفاهم مي‌رسيم”. او در تمجيد از بازجويانش آن‌ها را با بازجويان رژيم شاه مقايسه مي‌كند و ادامه مي‌دهد كه “من در مقطع رژيم شاه در سال‌هاي 54، 55 و 56 تا 57 در زندان بودم و در آن موقع بازجو‌ها عناصر خشني بودند كه شلاق به دست بوده و با خشونت برخورد مي‌كردند و در نقطه مقابل نيز ما مقاومت مي‌كرديم”.

اين جملات در نگاه اول او فرضيه اعتراف اجباري را به زير سئوال مي‌برد و ممكن است آدمي را نگران كند كه او نه در شرايط شكنجه و سخت زندان كه در شرايطي كه بازجوياني مهربان كه با آنان احساس نزديكي چون “خانواده” دارد از او بازجويي مي‌كرده‌اند و آنچه مي‌گويد حرفهاي دل اوست. چنان بازجوياني كه در طي اين مدت از چنان حسن خلقي برخوردار بوده‌اند كه طعم رافت اسلامي را به او چشانيده‌اند و بدين‌سان چشمان سياستمداري كه خود را روزنامه‌نگاري معمولي نمي‌داند را به حقيقت باز كرده‌اند. اما عطريان‌فر با اين جملات بخشي از شكنجه‌اي را كه بر او رفته است افشا مي‌كند.

بد نيست به يك مثال تاريخي اشاره كنيم.هنگامي كه نازي‌ها مي‌خواستند فرويد را آزاد كنند از او خواستند تاييد كند كه گشتاپو با او بدرفتاري نكرده‌است. فرويد چيزي نوشت كه تاييدي نه تنها بر بيگناهي گشتاپو كه در بدنامي گشتاپو شد: “من قويا گشتاپو را توصيه مي‌كنم”. آري عطريان‌فر نيز رفتار دوستان (بازجويان) را تاييد مي‌كند و ابطحي هم كه بازجويان را دوست خود مي‌داند زندان را فضايي مناسب براي گفتگو مي‌بيند.

براي فهم درست آنچه زندانيان سياسي اخير مي‌گويند نگاهي به فرآيند شستشوي مغزي ضروري است. فرآيند شستشوي مغزي شامل چند پايه مهم است و چنانچه شاهديم اين فرايند بدقت و مرحله به مرحله اجرا مي‌شود:

1- محروميت از خواب: كه سبب مي‌شود فشار رواني زيادي بر فرد وارد شود و به قول عطريان‌فر به هم بريزد. در طول شبانه روز بازجويي‌هاي طولاني و در وقت‌هاي مختلف خستگي زنداني را دوچندان مي‌كند. در طول بيداري فرد خواب REM كه بخشي از خواب است كه روياها در آن اتفاق مي افتد به طور تفكيك ناپذيري با حالت بيداري و هوشياري در مي‌آميزد و براي فرد تفكيك حقيقت از رويا مشكل مي‌شود.

2- محروميت حسي: فرد در موقعيتي قرار مي‌گيرد كه هيچ اطلاعاتي از جهان خارج به او نمي‌رسد. به طوري كه حتي مانع اطلاع روز از ساعت و وقت شبانه روز مي‌شوند. گاهي براي جلوگيري از آگاهي زنداني از شبانه روز صداي ثابتي مثل قرآن يا نوحه به طور پيوسته برايش پخش مي‌شود. در چنين حالتي پردازش اطلاعات مغزي كه وابسته به اطلاعاتي است كه از جهان خارج مي رسد مختل مي‌شود. همان طور كه بدن براي كار درست “نياز” به مواد غذايي دارد، مغز نيز براي كار كردن درست “نياز” به اطلاعات دارد.

3- ايجاد احساس گناه: تكنيك‌هاي بازجويي نشان داده‌اند كه چنانچه بازجو با اين باور قاطع كه متهم گناهكار است با او بازجويي نكند موفق به گرفتن اعتراف نخواهد شد. بنابر اين بازجوي محترم با تكرار گناهكاري او احساس گناه را در او ايجاد مي كند. در شرايط معمول اين كار بدون فايده است و لي در شرايطي كه با محروميت حسي و محروميت خواب برايش ايجاد كرده اند مغز او قادر به مقاومت نخواهد بود. احساس فراگير گناه در فرد پديدار مي‌شود و عميقا احساس پشيماني مي‌كند. چهره غمگين و سر به زير قهرمانان به همين دليل است.

4- رفتارهاي غير قابل پيش بيني: بازجو با رفتارهاي غيرقابل پيش‌بيني مثل محبت‌هاي ناگهاني و يا عصبانيت و طرد ناگهاني در زنداني احساس آگاهي از وضعيت رواني ديگران را از بين مي‌برد. در فضاي وهم آلود فرد به اين نتيجه مي‌رسد كه من حتي نمي‌توانم يك فرد ديگري كه با او زندگي مي‌كنم را بشناسم. اين نتيجه‌گيري براي فرد احساس شك يشتر به خود را به ارمغان مي‌آورد و فرد به غايت احساس ضعف و نااميدي مي‌كند. شك به خود؛ شك به همه چيز خود را به دنبال خواهد داشت و فرد در حافظه خود نيز شك مي‌كند. وقوع خواب REM‌در هوشياري و كدر شدن مرز رويا و حقيقت دست به دست هم حافظه فرد را در هم مي‌شكند و در “سال ترديد” شك مي‌كند كه شايد وضعيت به همان شكلي بوده كه بازجو مي‌گويد.

5- تكرار و تكرار همه چيز: تكرار نوشتن اعتراف نه يك بار و دو بار بلكه بارها و بارها فرد را تلقين پذير مي كند. از اين زندانيها مي خواهند مطالب مشابه را بارها بگويند و بنويسند. به علاوه فرد حافظه انساني با هر بار زنده شدن مستعد تحريف است و در اين تكرار نوشتن حتما تضادهايي يافت خواهد شد كه به رخ زنداني كشيده مي شود. بنابراين شك او به حافظه‌اش كامل‌تر مي‌شود.

6- وابستگي به بازجو:هنگامي كه براي زنداني تنها راه ارتباطي با جهان خارج بازجو است و تنها ابژه او در دنيا است به آن ابژه همانند كودكي كه به مادر شكنجه‌گر خود وابسته است، وابسته مي شود و او را دوست خواهد داشت. احساس علاقه به بازجو نهايت شكسته شدن فرد و كامل شدن فرآيند شستشوي مغزي است. او بازجو را از دوستان و خانواده خود مي‌شمارد. حالا او آماده مصاحبه است.

عطريان‌فر در پاسخ به سئوال خبرنگار شكنجه را رد مي‌كند و در عين حال مي‌گويد “بلي ما از اين نظر به هم ريخته‌ايم و تغيير كرده‌ايم و اين تغيير ناشي از يك شناخت و حقيقت مسلم است كه بنده را نسبت به آن متنبه كرده و آن تنبه اين كه اگر قرار باشد نظام جمهوري اسلامي پايدار نباشد و لطمه‌اي ببيند، من ديگر هويتي ندارم.” او در وضعيتي است كه مي‌داند به هم ريخته‌است و چيزي نادرست است ولي به وسعت به هم ريختگي خود را نمي‌داند و به آن آگاهي ندارد. شايد هم مي‌داند و با هوشياري اشاره مي‌كند كه “اگر آقاي مهاجراني در ايران بود و اگر فضاي موجود و جغرافياي سياسي و مناسبات في ما بين و حجم عمليات حقوقي و حقيقي كه جاري بوده است را مي‌ديد و همچنين از روابط سياسي داخل ايران ر اطلاع‌ داشت، مشابه من فكر مي‌كرد.”

بايد بدانيم كه اين شرايط آن چنان دشوار است كه هر قرباني آن “حتما” آسيب خواهد ديد و تحت تاثير اين “امر عظيم” حتما حرف هايي خواهد زد كه با آنچه بيرون مي‌گفتند متفاوت خواهد بود و تفاوت بين افراد فقط و فقط شدت آسيب خواهد بود.

جالب اينكه خود اين افراد را دوباره پس از “اعتراف” به تلويزيون مي‌آورند و مي‌خواهند دوباره بگويند كه تحت تاثير شكنجه نبوده اند! گواهي اين افراد تا وقتي در اين شرايطند نه تنها از نظر اخلاقي بلكه از نظر علمي هم مردود و غير قابل استناد است.

درنتيجه اين فرآيند شستشوي مغزي براي همه اتفاق مي‌افتد. نمي‌توانيم اين حرفها را دليلي بر ضعف اين بزرگان بدانيم و ملت ايران بايد قدر اين قهرماناني كه اين شكنجه هاي غير انساني را تحمل كرده‌اند را بدانند. شكنجه‌هايي كه در سيستم‌هاي شكنجه شوروي سابق به كار مي‌رفت و بازجويان زندان‌هاي رژيم شاه چيزي ار آن نمي‌دانستند. شكنجه‌هايي كه مي‌توان قويا آن را توصيه كرد!

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
طرح عملياتي و ساده شده خاموشی سبز در ۲۷،۲۶ و ۲۸ مرداد

طرح عملياتي و ساده شده خاموشی سبز در ۲۷،۲۶ و ۲۸ مرداد

 

 الف) مردم عادی

الف-1) راس ساعت نه ( 9) شب همه وسايْل برقي خاموش(روشن نگاه داشتن یک چراغ و تلویزیون اشکالی‌ ندارد)

همکاری عموم مردم مورد نياز ما است، حتی اگر يک نفر حاضر به خاموش کردن تنها چراغهای خانه خود راس ساعت 9 شب بشود، مفيد است

الف-2)راس ساعت 9:15 دقيقه دوباره همه وسايل روشن

ب) مردم فعال

۲ الی‌ ۴ دقیقه قبل از سا عت ۹ شروع به افزایش مصرف برق و

اتصال وسایل به برق می‌کنیم( يعني ساعت 8:56 به بعد شروع

  به افزاْيش مصرف وسايل برقي می‌کنیم)

از قبیل کارهای زیر:

1-    درجه کولر را زیاد می‌کنیم يا اگر کولرگازي داريم روشن مي کنيم 2-    تمام چراغ ها را روشن می‌کنیم

3-    اوتو ي روي  درجه آخر را به برق می‌زنیم 4-    سه شوار را روشن رو درجه آخر میگذاریم 5- ماکرو فر را روشن کنيم 5- ماشين لباسشويي 6- جارو برقی را روشن کنيم

    و هر چی‌ که میتونید

                       راس سا عت ۹ شب ۲ کار میتونیم بکنیم

۱) قطع  برق از طريق قطع  فیوز یا کلید ورودی( بهترين کار)

يا

۲) خاموش نمودن همهٔ وسایل (روشن نگاه داشتن یک چراغ و تلویزیون اشکالی‌ ندارد)

                    راس ساعت 9:15 و 20 ثانيه دوباره

 وصل فيوز و کلید ورودی ( بهترين کار)

 يا 

همه وسايل دوباره روشن ( همه وسايلي که قبل از ۹ روشن بودند )

و براي 1 دقيقه

ضمن تشکر از تمامی دوستان و هم وطنان سبز که ما را در طرح 30 تیر ماه یاری کرده و هم از کسانی که  قصد همکاری در طرح 26 و 27 و 28 مرداد را دارند، با توجه به اینکه مسئولین خود فروخته دیسپچینگ وزارت نیرو در حال طرحریزی مانور جدید برای مقابله با طرح خاموشی سبز هستند، باید هماهنگی کاملی برای تغییرات در لحظه آخر بین ما وجود داشته باشد.

 بنابر این از همه همراهان سبز می خواهم تا آدرس ایمیل خود را برای انجام آخرین هماهنگی ها به ایمیل raha@khsabz.org  ارسال نمایید. جهت اطمینان، لطفا اگر یک آدرس ایمیل غیر قابل شناسایی دارید که فعال است، آنرا بفرستید، وگرنه یک آدرس ایمیل جدید غیر قابل شناسایی درست کنید و بفرستید (فراموش نکنید که آن ایمیل را حتما در آن سه روز چک کنید). شماره مبایل کاملا اختیاریست.

لطفا آدرس ایمیلی را بنویسید که حتما روزهای 26، 27، و 28 مرداد آنرا چک می کنید.

اطلاعات شما فقط برای طرح خاموشی استفاده خواهد شد و به هیچ وجه در اختیار فرد ثالثی قرار نمی گیرد

منبع : http://khsabz.org/

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
مجمع نمایندگان ادوار مجلس به مجلس خبرگان: اصل 111 قانون اساسی را بررسی کنید
باسمه تعالی

حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی ایران

به استحضار می‌رساند: مصادره آرای مردم، انتخابات 22 خرداد را به یک تراژدی تبدیل نمود. بازگویی وقایع پس از بیست و دوم خرداد ماه که با یورش عناصر نظامی‌, انتظامی‌, بسیجی و لباس شخصی و اطلاعاتی و به خاک وخون کشیدن تعدادی از مردم بی‌دفاع و سپس بازداشت گسترده اهل قلم و فعالان سیاسی و نخبگان و مردم عادی و اعمال وحشیانه‌ترین رفتارها نسبت به آنها و نمایشگاه دادگاه صد نفری که یادآور محاکمات استالین است، دل هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد. چگونه می‌شود باور کرد که داستان شکنجه‌ها و رنج‌ها و آزارهای بازداشت شدگان کهریزک رنج‌بارتر وغم‌انگیزتر از گوانتانامو و ابوغریب تحت تصدی اشغالگران امریکایی باشد.

نامه دردمندانه برادر شجاع و دلسوز، جناب آیت الله کروبی، به حضرتعالی؛ داستان تعدی اتباع دولت مهاجم نسبت به اتباع کشور مورد اشغال نیست، بلکه تراژدی بزرگی است که در زندانهای جمهوری اسلامی به وقوع پیوسته است. روشن است که نمی‌توان در برابر این وقایع شوم سکوت پیشه کرد.

حضرت امام خمینی در کتاب ولایت فقیه در باب حکومت بر وفق قانون می‌فرمایند: “همه درامان قانونند, در پناه قانون اسلامند, مردم و مسلمانان در دائره مقررات شرعی آزادند؛ یعنی بعد از آنکه طبق مقررات شرعی عمل کردند، کسی حق ندارد بگوید اینجا بنشین یا آنجا برو, این حرف‌ها در کار نیست, آزادی دارند و حکومت عدل اسلامی چنین است, مثل این حکومت‌ها نیست که امنیت را از مردم سلب کرده‌اند؛ هرکس در خانه خود می‌لرزد که شاید الان بریزند و کاری انجام دهند, چنانچه در حکومت معاویه و حکومت های مانند آن امنیت را از مردم سلب نموده و مردم امان نداشتند, به تهمت یا صِرف احتمال می‌کشتند …” این برداشت ملت بزرگ ما از امام و نظام اسلامی بوده است. اینک باید پرسید که چه نسبتی بین این سخنان و آنچه این روزها در کشور می‌گذرد، وجود دارد؟؟

با توجه به اینکه برخلاف بعضی نظام‌های سیاسی که رهبر را مبرای از مسؤلیت می‌دانند، در نظام جمهوی اسلامی ایران نه تنها رهبر از مسئولیت مبرا نیست، بلکه طبق اصل 107 قانون اساسی علاوه بر تساوی رهبر با سایر افراد کشور در مقابل قانون, رهبر همه مسئولیت‌های ناشی از ولایت امر را برعهده دارند و به موجب اصل 57 قانون اساسی قوای سه گانه کشور زیر نظر رهبر فعالیت می‌نمایند؛ پاسداری از قانون اساسی و حقوق مردم و توجه به وظایف خبرگان رهبری از نکته‌هایی است که بیش از هر چیز وظیفه و مسئولیت شما را سنگین‌تر می‌نماید.

بررسی اقدامات و فعالیت‌ها و عملکرد نهادها و قوای انتظامی و نظامی و دستگاه قضایی در وقایع اخیر، از اهمیت اساسی برخوردار است. این بررسی‌ها راهی برای بازگشت اعتماد عمومی و پاسداری از نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی است, برهمین اساس مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی لزوم بررسی‌های قانونی وفق اصل 111 قانون اساسی را که از وظایف خبرگان رهبری است، مورد درخواست قرار داده و ازحضرتعالی انتظار دارد که بنا به وظیفه و رسالت قانونی اقدامات لازم را به عمل آورید.

والسلام علی من التبع الهدی

مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
شهادت عضو شوراي نگهبان به تقلب در حضور رهبر
خبری که بالاخره از محافل سران نظام به بیرون درز کرد شهادت عضو شورای نگهبان به تقلب، در حضور رهبر

شنیده شده که یک عضو شورای نگهبان در حضور رهبر نظام شهادت داده که در خصوص انتخابات اخیر، شک و شبهه‌های زیادی وجود دارد.


به گزارش موج سبز آزادی، منابع مطلع خبر می‌دهند که سه یا چهار عضو شورای نگهبان مخالف تایید انتخابات دهم ریاست‌جمهوری بوده‌اند، اما با اصرار و تهدید جنتی و فشارهای بیرونی، در نهایت انتخابات تایید شده و این خبرها نیز تا مدتی به بیرون درز نکرده است.

این گزارش حاکی از آن است که اعضای مخالف، نظر خود را در جلسات عمومی مطرح نکرده‌اند، اما یکی از آنها حاضر شده که در حضور رهبر نظام درباره وقوع تخلفات گسترده در انتخابات شهادت دهد. بدین ترتیب جلسه مذکور با هماهنگی برخی مقامات بالای نظام ترتیب داده شده و این عضو حقوقدان شورای نگهبان در حضور رهبری نظام شهادت داده و فاش کرده که انتخابات ریاست‌جمهوری سالم برگزار نشده و تخلفات بسیاری در آن وجود داشته است.

طبق گزارش موج سبز آزادی به نقل از منابع موثق، پس از جلسه این عضو شورای نگهبان با رهبر، احمد جنتی دبیر شورای نگهبان به شدت از فرد شهادت‌دهنده در حضور رهبر، انتقاد کرده و او را فریب‌خورده نامیده است. او نیز در مقابل، تصریح کرده که هر یک از اعضای شورای نگهبان رأی برابری با دیگری دارند و وی حاضر نیست آخرت خود را به خاطر دنیای دیگران بر باد دهد.

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
لاریجانی: نزدیک به یک ماه است من و برادرانم پیگیر کار حجاریان و تاج‌زاده‌ایم
علي لاريجاني همان مردي که شايد هيچ‌کس تصور نمي‌کرد يک روز دل نگران حال سعيد حجاريان و مصطفي تاج‌زاده باشد، ديروز خبر داد يک ماه است که او و برادرانش پيگير اين موضوع هستند و اميدوار است به زودي مشکل تاج‌زاده و حجاريان هم رفع شود.

به گزارش «اعتماد» لاریجانی خبر داد موضوع را رسانه‌يي نکرده اما در مورد اين موضوعات با مسوولان قضايي به کرات صحبت کرده و اميدوار است اين مشکل به زودي حل شود.به اين ترتيب علي لاريجاني چهره سرشناس اصولگرايي که در دهه 70 و سال هاي ابتدايي دهه 80 يکي از رهبران اصلي اردوگاه مخالفان اصلاحات بود، ديروز قول داد تمام تلاشش را براي آزادي سعيد حجاريان و همچنين اطلاع يافتن از وضعيت مصطفي تاج زاده انجام دهد. لاريجاني حتي گفت او هم از نگراني هايي که کروبي در نامه اش به هاشمي رفسنجاني از آنها سخن گفته چيزهايي شنيده و البته بايد بررسي کند تا ببيند اين اتفاقاتي که گفته مي شود در مورد هتک حرمت برخي از خانم ها و آقايان در بازداشتگاه ها صورت گرفته واقعيت دارد يا نه. رئيس مجلس هشتم خبرنگارها را دعوت کرده بود تا به آنها روز «قلم» را تبريک بگويد اما جلسه شادباش وي به فضايي تبديل شد تا برخي از خبرنگاران از درد هايي بگويند که اين روزها بيان آنها ممنوع است. اما شايد برادران لاريجاني بتوانند کاري کنند که حداقل برخي از دل نگراني هاي اين روزهاي اصلاح طلبان برطرف شود. وي در پاسخ به درخواست «اعتماد» مبني بر اينکه شما سه برادر هستيد که پنجشنبه شب ها مي نشينيد و در مورد مسائل کشور بحث و تدبير مي کنيد، لذا از شما مي خواهيم که براي آزادي آقاي حجاريان و همچنين امکان ملاقات خانواده و وکيل او تا آخر اين هفته کاري انجام دهيد، گفت از روز اول پيگير اين ماجرا بوده و اين موارد چيزي نيست که حتي از نگاه او دور مانده باشد. به اين ترتيب علي لاريجاني مرد اصولگراي پرحاشيه اين روزها هم پيغام داد که گرچه سعيد حجاريان دوست قديمي او نيست و هيچ وقت هم با مصطفي تاج زاده نان و نمکي نخورده اما او هم نگران است؛ همان نگراني که يک روز قبل تر علاءالدين بروجردي رئيس کميسيون امنيت ملي هم آن را احساس کرد و گفت؛ متاسفم از اينکه از تاج زاده هنوز بي خبرم. به هر حال ديروز شايد رئيس مجلس تصور مي کرد در پاسداشت روز خبرنگار، خبرنگارها بيشتر از مشکلات صنفي مي گويند. طيفي از روزنامه نگاران پارلمان که مهمان لاريجاني بودند ترجيح دادند به بيان مشکلاتي بپردازند که نه تنها کام آنها بلکه کام بسياري از مردم را تلخ کرده است. لاريجاني چند وعده داد که قرار شد هديه روز خبرنگارش به اهالي رسانه باشد و اگر به وعده هايش وفادار بماند، مي تواند بهترين هديه اين روزها به هر اهل قلمي باشد. او وعده داد پيگيري کند تا خبرنگاران و عکاسان زنداني آزاد شوند، البته يک شرط جالب گذاشت؛ «اگر منع قانوني نداشته باشند.» لاريجاني گفت روزنامه نگاران اسامي دوستان خبرنگارشان را بدهند تا شايد بتواند براي آنها هم کاري کند. او البته اشاره يي به درخواست خبرنگاران مبني بر ورود لاريجاني به پلمب دفتر انجمن صنفي روزنامه نگاران و تلاش او براي فک پلمب خانه روزنامه نگاران نکرد. لاريجاني همچنين در پاسخ به درخواست خبرنگار اعتماد ملي مبني بر نامه يي که کروبي به هاشمي نوشته و از آنها در مورد وضعيت دختران و پسراني که اين روزها در زندان و بازداشت هستند، جويا شده بودند، گفت؛ بايد صحت و سقم مضامين نامه آقاي کروبي و هاشمي مشخص شود، البته نتيجه کار کميته يي که در مجلس تشکيل شده، هنوز به بنده ارائه نشده است، ضمن آنکه اين کميته کارهاي زيادي انجام داده و بايد حتماً پيگير موضوعات شوند. به گفته وي ايشان از همان روزهاي اول چه در مورد کوي دانشگاه و چه بازداشت ها پيگير موضوع بودند، اما بايد نتايج آن را ببينيم و بسياري از موارد نيز با اين پيگيري ها حل شد و برخي دانشجويان که چه در کوي و چه بعد از آن دستگير شده بودند آزاد شدند. اين کميته همچنان فعال است و تا جايي که مقررات اجازه مي دهد فعال خواهد بود. لاريجاني گفت؛ برخي اظهارنظرهاي مسوولان خارجي را که مي بينيم مشخص است که از يک اطلاعات بسيار کوچک که يک خبرگزاري يا روزنامه ارائه کرده استفاده کرده اند و براي خودشان آن را به صورت ماجراجويانه رسانه يي کرده و بزرگ مي کنند، هرچند خودشان تصريح داشته اند که هزينه هاي زيادي کرده اند. بنابراين بايد توجه کنيم که ميدان براي آنها فراهم شود و کمک نکنيم اختلافات زياد شده يا به آنها دامن بزنيم. در شرايطي که مي بينيم اختلافات در قبل و بعد از انتخابات پيش آمد و برخي کارهاي خلاف قانون رخ داد، لذا ديگر نبايد به اين اختلافات دامن زد. البته او توصيه هاي دوستانه يي هم کرد؛ اينکه رسانه ها مراقب باشند اين روزها بايد ديد چه مساله يي مهم است و کلان و چه موضوعي خرد و جزيي. او گفت بارها هشدار داده که اين اختلافات دروني نبايد تا اين حد بزرگ مي شد. لاريجاني ديروز دوست داشت توصيه کند؛ توصيه هايي که گويا اگر به قول او برخي ها به آن گوش مي دادند شرايط کشور امروز اين گونه نبود. او از دست ضرغامي هم گلايه داشت؛ «حتماً راديو و تلويزيون مي تواند نقش بسياري در ايجاد وحدت بين عناصر کشور، نخبگان و سياستمداران داشته باشد. ممکن است برخي حرف ها براي آنها شاد باشد اما گفتن حرف هاي شاد در شرايطي که فضا غبارآلود است ممکن است شيريني رسانه يي داشته باشد اما معلوم نيست که به منافع کشور ضرر نزند.» وي گلايه کرد از آب هايي که به روي آتش ريخته نشد. رئيس مجلس با تاکيد بر اينکه امروز رسانه ها بايد آب روي آتش بريزند نه بنزين روي آتش، گفت؛ بايد توجه داشته باشيم که در چه شرايطي قرار داريم، البته بنده نمي گويم شرايط کشور بحراني است، اما خلل هايي به وجود آمده است، لذا چه سياستمداران و چه نخبگان و همچنين ديگر افراد نيز همه در دسترس ناخنک زدن قرار گرفته اند، حال بايد در اين شرايط اگر فردي اشتباهي کرد و حرفي که موجب اختلاف مي شود را زد آن را دامن نزنيم و تبديل به ماجرا نکنيم. بنابراين اگر وحدت ملي کشور جزء مسائل مهم است همه بايد به آن توجه کنيم. ممکن است يک سياستمدار بدسليقگي کند و حرفي را بزند اما اين دليل نمي شود که آن را محور عالم کنيم و به دور آن طواف کنيم. البته لاريجاني در حاشيه اين مراسم به شوخي جلسه هاي پنجشنبه هاي برادرانش را تکذيب کرد و گفت؛ ما سه برادر نيستيم، بلکه پنج برادر هستيم و اطلاعات شما ضعيف است. بنده نمي دانم چه حالي به شما دست داده که گفته ايد ما پنجشنبه ها دور هم جمع مي شويم و شرايط کشور را تدبير مي کنيم، به هر حال جلسه تمام شد و خبرنگاران ماندند با چند خط وعده يي که شايد شنيدنش از زبان لاريجاني عجيب بود اما اميدوارکننده که هنوز هستند اصولگراهايي که براي اصلاح طلبان حتي اگر دوست شان نباشند، نگران هستند و پيگيرند تا شايد حجاريان روزي به خانه اش برگردد. خبرنگاري از لاريجاني پرسيد با توجه به اينکه آقاي احمدي نژاد عنوان کرده قرار است کابينه يي شگفت انگيز و جوان معرفي کند، آيا ممکن است کابينه يي که دولت معرفي مي کند با سه اصلي که شما برشمرديد همخواني نداشته باشد، که وي پاسخ داد؛ بايد مصاديق را ببينيم، چراکه جوان از 20 سال معني پيدا مي کند و گاهي هم حتي از 50 يا 100 سال هم جوان محسوب مي شود. بايد ديد چه انتخابي صورت مي گيرد.

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
پرونده‌ای که باید بسته شود
مخدوش شدن مدرک یک مقام دولتی، ‌فقط اعتبار دولت را زیر سؤال نمی‌برد بلکه به اعتبار کشور در سطح بین‌المللی آسیب ...

مرحوم سیدرضا زواره‌ای عضو سابق شورای نگهبان در معرفی خود می‌گفت: «من دکترای حقوق قضایی دارم البته دکترای قبل از انقلاب» طنز نهفته در سخنان او به یک بیماری فراگیر اشاره داشت که سال‌هاست در بین برخی صاحبان سرمایه و مسئولان دولتی مشاهده می‌شود و آن چیزی نیست جز بیماری «مدرک‌گرایی» کسانی که برای حفظ موقعیت خود به مدرک دانشگاهی احتیاج دارند اما فرصت، حوصله و شاید هم چندان استعداد آن را ندارند. این افراد یک راهکار میانبر در اختیار دارند: «خرید مدرک». چندی پیش که نمایندگان مجلس پیگیر مدرک تحصیلی جعلی برای برخی دولتمردان شدند، ماجرا به ظاهر با استیضاح وزیر کشور وقت و خروج وی از دولت خاتمه یافت. در همان گیر و دار استیضاح وزیر سابق کشور بود که احمدی‌نژاد در نامه‌ای به وزیر علوم خواهان ارزیابی مدارک تحصیلی برخی مدیران اجرایی شد. وزارت علوم در اجرای این دستور احمدی‌نژاد با ارسال نامه‌ای از مدیران دولتی تقاضا کرد مستندات مدارک تحصیلی خود را به این وزارتخانه ارائه دهند. زاهدی وزیر علوم ماه‌ها پس از این دستور، به گفتن یک جمله ناامیدکننده بسنده کرد: «80 درصد مدیران دولتی مدرک مورد نظر را به وزارت علوم ارائه نکرده‌اند». هشداری که جدی گرفته نشد همان روزهایی که نمایندگان مجلس و افکار عمومی سرگرم بررسی مدرک تحصیلی وزیر سابق کشور بودند، محمدرضا رحیمی معاون حقوقی و امور مجلس رئیس‌جمهور، با شدت با جریان‌های افشاگر به مقابله پرداخت. حتی شایع شد یکی از معاونان او چک‌های چند میلیون تومانی در بین نمایندگان منتقد توزیع می‌کرد و خود او نیز به شکایت از سایت الف وابسته به احمد توکلی نماینده تهران پرداخت. دکتر علیرضا زاکانی نماینده مردم تهران در واکنش به این شکایت گفت: «علت این موضع‌گیری معاون رئیس‌جمهور آن است که مدرک تحصیلی وزیر کشور دوقلوست و قل دوم آن نزد آقای رحیمی است.... خود آقای رحیمی نیزچنین مدرکی دارد.... ما تاکنون این دو نفر را پیدا کرده‌ایم و ممکن است از این افراد بیشتر هم باشند». در آن روزها نمایندگان معتقد به برکنار کردن وزیر کشور خرسند بودند و کسی از میان آنها، زاکانی را در بررسی مدرک غیرمعتبر سایر اعضای کابینه نهم همراهی نکرد. گواینکه درباره مدرک خود زاکانی نیز پرسش‌هایی مطرح شد. در این مدت محمدرضا رحیمی معاون رئیس‌جمهور از مسکوت ماندن پرونده مدرک تحصیلی خود راضی بود تا آنکه چند روز پیش، عوض حیدرپور عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، بار دیگر ماجرای مدرک این دوست قدیمی رئیس‌جمهور را مطرح کرد. این نماینده مجلس تصریح کرد: «در گفت و گویی که بنده با وزیر علوم داشتم، وی تأکید کرد که طبق گزارش جالبی، مدرک دکترای حقوق آقای رحیمی جعلی است و هیچ پایه و مبنای علمی ندارد». حیدرپور تأکید کرد: «بنده به مدرک فوق‌لیسانس وی نیز مشکوک هستم به همین دلیل در این خصوص از وزیر علوم سؤال کردم که براساس نظر کمیسیون امنیت ملی، این سؤال به عنوان یک سؤال ملی در دستور کار مجلس قرار گرفت». این نماینده مجلس افزود: «استفاده و جعل عناوین علمی برای ارتقای سمت از سوی برخی افراد، فریب دادن مجلس و مردم است. مجلس و دولت باید با این فریبکاری برخورد کنند. متأسفانه رحیمی با جعل مدرک دکترا چندین سال عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد بوده و با این مدرک در سمت‌هایی همچون ریاست دیوان محاسبات و استانداری کردستان حضوریافته است». مدرک یک مدیر دیگر علی سعیدلو معاون اجرایی دولت نهم و یکی از گزینه‌های جدی ریاست سازمان تربیت‌بدنی در دولت نهم است. او در چهار سال اخیر مسئولیت ساماندهی سفرهای استانی هیأت دولت را برعهده داشت. سایت خبری رخداد در روزهای اخیر مدرک دانشگاهی این مقام دولتی را زیر سؤال برد. به گزارش این سایت «علی سعیدلو ادعا کرده که دکترای مدیریت استراتژیک خود را در سال 82 از دانشگاه هارتفورد دریافت کرده است. رخداد طی مکاتبه‌ای با مسئولان این دانشگاه، از نادرستی این ادعا مطلع شد». رخداد در ادامه گزارش داد: «آقای کارول نویز که معاون نام‌نویسی این دانشگاه است در پاسخ به این ادعای سعیدلو گفته که من در پیگیری پرونده‌های دانش‌آموختگان دانشگاه، به هیچ شخصی به عنوان آقای سعیدلو برخورد نکردم و اساساً چنین فردی در دانشگاه هارتفورد تحصیل نکرده است. آقای کارول نویز در پایان گفت که این رفتار از سوی یک مقام دولتی دور از انتظار است و امیدوارم هر چه زودتر تکذیبیه‌ای در این مورد صادر کند». خبرنگار ما برای کسب توضیحات احتمالی سعیدلو در مورد این خبر با او تماس گرفت اما موفق به مکالمه با او نشد. وی نیز تاکنون پاسخی به این ابهامات نداده است. سعیدلو پیش از این مسئولیت‌هایی چون مشاور رئیس کل دیوان عالی کشور و معاون اداری مالی شهرداری تهران در دوره احمدی‌نژاد را برعهده داشته است. هاوایی دیگر تنها نیست اواخر دولت خاتمی بود که رسانه‌های گروهی از یک رسوایی علمی در بین مسئولان رده‌های مختلف 3 قوه خبر دادند. بر این اساس، دانشگاه هاوایی با فروش مدارک کاغذی بی‌آزمون به مدیران حکومتی و برخی افراد دیگر، ‌سود هنگفتی را به دست آورده بود. در فهرست دانش‌آموختگان این دانشگاه تخیلی، اسامی مدیران اصلاح‌طلبی همچون مرتضی حاجی، رضا ویسه، محمد ملاکی، سیدحسن الحسینی، حسن جاهد و علی رئوف به چشم می‌خورد. همچنین برخی نمایندگان اقلیت و اکثریت مجلس ششم و تعدادی از مدیران ارشد قوه قضائیه در این فهرست قرار می‌گیرند. ماجرای مدارک غیرمعتبر یا جعلی در دولت نهم نیز ادامه پیدا کرد. تا چندی پیش برخی رسانه‌ها از منوچهر متکی وزیر خارجه با عنوان دکتر منوچهر متکی یاد می‌کردند اما این‌روزها این عنوان علمی کمتر در مورد وی به کار می‌رود و عمدتاً به لیسانس که او از هندوستان اخذ کرده، اشاره می‌شود. چنین تردیدهایی در مورد مدرک دکترای عبدالرضا مصری وزیر رفاه، صفارهرندی وزیر ارشاد و محمد عباسی وزیر تعاون نیز مطرح می‌شود. غلامحسین نوذری وزیر نفت نیز مهندسی نفت خود را طی دو ترم تابستانه سال‌های 63 و 64 در دانشکده صنعت نفت اخذ کرده است. او در آن زمان رئیس حراست شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب بود. حدود یک سال است سیدمصطفی تاج‌زاده سرپرست وزارت کشور دولت خاتمی از سیدمحمد جهرمی وزیر کار دولت احمدی‌نژاد پرسیده است که مدارک تحصیلی لیسانس، فوق‌لیسانس و دکترای خود را درچه سال‌هایی و چگونه اخذ کرده است. شاید بهتر است این نوع سؤال‌ها را نمایندگان مجلس هنگام رأی اعتماد به وزرای دولت دهم مطرح کنند. این اقدام هرچند ممکن است مانع راهیابی برخی افراد مورد نظر رئیس‌جمهور به کابینه شود ولی می‌تواند از بحران‌های احتمالی دولت دهم در مسیر فعالیت‌های آن بکاهد. توجه به این نکته نیز ضروری است که مخدوش شدن مدرک تحصیلی یک مقام دولتی، ‌فقط اعتبار دولت را زیر سؤال نمی‌برد بلکه به اعتبار ایرانیان در سطح بین‌المللی آسیب می‌رساند. امتیازهای اداری یا جایگاه اجتماعی هیچ‌ قانون یا آیین‌نامه‌ای وجود ندارد که وجود مدرک دکترا را برای عضویت در هیأت دولت الزامی کرده باشد. اما داشتن مدرک دکترا، جایگاه اجتماعی حاصل از آن را ارتقا می‌دهد. هرچند این جایگاه با لو رفتن شیوه اخذ مدرک، می‌تواند به راحتی مانند یک قلعه شنی فروریزد. متأسفانه روحیه مدرک‌گرایی از سال‌های پایانی دهه 60 آغاز شد. برخی مدیران دولتی چه در دوره سازندگی و چه در دوره اصلاحات،‌ همزمان با اشتغال در مسئولیت‌های سنگین و وقت‌گیر، مشغول گذراندن دوره‌های تحصیلی فوق‌لیسانس و دکترا نیز بودند. طبیعی است این افراد در یکی از دو مشغله خود (تحصیل و کار) ناموفق بودند. از سوی دیگر شأن کاذب اجتماعی ناشی از کسب مدرک تحصیلی و تب داغی که از این ناحیه گریبانگیر جامعه شد، بنیان رفتارهای نادرستی را پی‌ریخت که پیامدهای آن همچنان ادامه دارد. در هر حال به نظر می‌رسد موضوع مدرک تحصیلی مدیران، آنگونه که در رسانه‌ها منعکس شده، آگراندیسمان و بزرگ‌نمایی شده است و در میان خیل مدیران دستگاه‌های مختلف، تعداد نادری هستند که چنین مشکلاتی را می‌آفرینند. اما انتظار می‌رود با تدابیری که اندیشیده می‌شود، این پرونده برای همیشه بسته شود.

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
قائم مقام دادگستری تهران متن نامه‌های حاکی از دستور تعطیلی کمپ کهریزک از دو سال قبل را فاش کرد نامه‌

دو روز پس از آنکه دادستانی اظهارات قائم‌مقام رئيس كل دادگستري استان تهران در خصوص بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک را تکذیب کرد، این مقام عالی‌رتبه قضایی اسنادی را منتشر کرد که نشانگر تخلفات صریح مرتضوی دادستان تهران و احمدی مقدم فرمانده ناجا در ایجاد کردن و برقرار ماندن این بازداشتگاه است. حال باید از این مقام قضایی و دیگران پرسید: آیا فقط همین یک بازداشتگاه، غیر قانونی و «غیر استاندارد» بوده است؟!
متن نامه حميد درخشان نيا قائم مقام دادگستري استان تهران بدين شرح است:

هرچند استحضار افكار عمومي از مفاد فرمان اخير مقام معظم رهبري مبني بر تعطيلي بازداشتگاه غيرمجاز كهريزك كه از سوي دبير شوراي عالي امنيت ملي انتشار يافت، خود، دليل قاطع و مستندي بر چگونگي وضعيت و موقعيت حقوقي بازداشتگاه مزبور مي‌باشد و اگرچه صدور و اجراي سريع فرمان مذكور، اينجانب را در ارائه مستندات مرتبط با بازداشتگاه فوق‌الذكر و پيشنهادات ارائه‌شده از سوي اعضاي هيات نظارت بر حسن اجراي قانون حفظ حقوق شهروندي به رياست محترم آن هيات، بي‌نياز مي‌كند، مع‌الوصف، به انگيزه تنوير و تشحيذ اذهان عمومي و در پاسخ به آنچه كه متاسفانه بدون انعكاس كامل واقعيت و فراتر از قواعد مربوط به سلسله مراتب سازماني دستگاه قضا، در اطلاعيه روابط‌عمومي‌دادسراي عمومي و انقلاب تهران؟!! آمده است، و با تاكيد بر پرهيز جدي از هرگونه تنش و چالش، اعلام مي‌دارد:
مدارك و مستندات مربوط به بازديد برخي از اعضاي هيات نظارت بر حفظ حقوق شهروندي دادگستري استان تهران كه در تاريخ 6/8/86 از بازداشتگاه كهريزك صورت گرفته و اتفاقا احد از معاونين دادستان عمومي و انقلاب تهران نيز در زمره اعضاي بازديدكننده از بازداشتگاه بوده‌اند و نيز متن پيشنهادات مطرح شده از سوي اعضاي هيات مزبور و متن دستور رياست كل دادگستري استان تهران و همچنين اقدامات، گزارشات و مكاتبات بعدي انجام شده در خصوص بازداشتگاه موصوف و سرانجام دستور رياست قوه قضائيه در اين مورد كه در تاريخ 7/11/86 صدور يافته است، در دبيرخانه هيات نظارت و بازرسي حفظ حقوق شهروندي دادگستري استان تهران و نيز دفتر امور زندانيان همين دادگستري موجود و مضبوط است كه به جهات و دلايل قانوني و نيز طبيعت گزارشات و مكاتبات فوق‌الذكراز جهت مقررات مربوط به طبقه‌بندي اسناد سازماني‌ از ابراز و ارائه تمامي مدارك و مستندات موجود در اين خصوص معذوريم و در اين مقام، صرفا به مشخصات و مفاد پنج فقره مستند موجود كه دقيقا ناظر به اظهارات مطرح شده در مراسم توديع و معارفه رئيس دادگستري بخش چهاردانگه در قسمت مربوط به بازداشتگاه كهريزك‌ بوده و از سوي هيات نظارت بر حفظ حقوق شهروندي در اختيار قرار گرفته است، به شرح ذيل تصريح مي‌نمايد:
1- بخش مربوط به نظريه و پيشنهادهاي هيات حفظ حقوق شهروندي كه در گزارش مورخ 6/8/86 آن هيات تحت عنوان “بند 3 پيشنهادها” چنين تصريح شده:
“در اجراي ماده 14 دستورالعمل حفظ حقوق شهروندي نسبت به رفع اثر از اقدامات غيرقانوني در ايجاد بازداشتگاه مذكور و تحويل متهمان به بازداشتگاه‌هاي قانوني اقدام مقتضي معمول دارند.”
2- متن دستور مورخ 27/8/86 رياست كل دادگستري استان تهران و رئيس هيات نظارت بر حفظ حقوق شهروندي خطاب به دبير هيات مبني بر اينكه: “… لطفا در جهت اجراي پيشنهادات مطروحه مكاتبات لازم را انجام فرماييد.”
3- تصوير نامه شماره 20621/205 مورخ 28/7/86 مديركل محترم زندان‌ها و اقدامانت تاميني و تربيتي استان تهران كه در پاسخ به نامه شماره 86/1120/ز/الف مورخ 28/7/86 معاون قضايي رئيس كل و مسوول دفتر امور زندانيان دادگستري استان تهران نگارش يافته است و همچنين تصاوير نامه‌هاي شماره 105/456/6 مورخ 2/8/86 معاون قضايي و اجراي احكام سازمان زندان‌ها در پاسخ به نامه شماره 8886/86/50 مورخ 2/8/86 دبير محترم هيات نظارت و بازرسي حفظ حقوق شهروندي دادگستري استان تهران.
در خاتمه تصريح و تاكيد مي‌كنم كه نامه شماره 23039/205 مورخ 19/8/86 مديركل محترم زندان‌هاي استان تهران كه در آن اشاره شده “بر بازداشتگاه‌هاي مزبور نظارت خواهد نمود و نيز متن دستخط مورخ 27/9/86 رياست محترم كل دادگستري استان تهران هنگام بازديد از بازداشتگاه كهريزك (حدود 50 روز بعد از تاريخ بازرسي و گزارش هيات) مويد ديگري بر اظهارات گفته شده مبني بر تلاش اعضا محترم هيات و رياست محترم آن به منظور وادار نمودن موسسين و اداره‌كنندگان آن بازداشتگاه به استانداردسازي و اعمال نظارت سازمان زندان‌ها بر آن- با توجه به عدم توفيق در تعطيلي آن بازداشتگاه مي‌باشد.
در ادامه اين توضيحات، نامه‌هاي مقامات مسوول كه در آن تاريخ به نامه نگاري در خصوص غير استاندار بودن بازداشتگاه كهريزك پرداخته اند آمده است.
جناب آقای سید علیرضا آوایی
ریاست محترم هیات نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندان و رئیس کل دادگستری استان تهران
با سلام و احترام:
در اجرای حکم ماموریت صادره از سوی جناب عالی مبنی بر بازدید و بازرسی از بازداشتگاه 210 نیروی انتظامی واقع در 10 کیلومتری جنوب شرقی کهریزک، اقدام لازم از سوی اعضای گروه بازرسی – امضاء‌کنندگان ذیل – انجام شد.
اینکه به شرح سطور آتی ، گزارشی از اقدامات انجام شده و نحوه اجرای ماموریت مذکور رابه استحضار می‌رساند:
1-مکان مورد بازرسی: بازداشتگاه نیروی انتظامی واقع در 10 کیلومتری جنوب شرقی کهریزک
2-زمان انجام بازرسی: ساعت 30/9 صبح مورخ 6/8/86 لغایت 30/11 همان روز
3-اعضای گروه بازرسی : اعضای هیات نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندان استان تهران درخشان نیا قائم مقام دادگستری، داداشی دادرس دادگاه نظامی تهران، مژدهی پور معاون دادستان عمومی وانقلاب تهران و رازقندی دبیرهیات.
4-مستندو مجوز بازرسی: حکم ماموریت صادر شده از سوی ریاست محترم هیات نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندان استان تهران به شماره 18812/86/50-1/8/86
5-موضوع ، قلمرو و هدف انجام بازرسی: ملاحظه وضعیت بازداشتگاه فوق الذکر نیز مشاهده وضعیت متهمان در بند، به منظور آگاهی از چگونگی رعایت و اجرای مقررات و ضوابط قانونی ناظر به شرایط محل ونحوه نگهداری از بازداشت شدگان، با هدف نهایی تامین و حفظ کرامت انسانی و حقوق شهروندی متهمین ، موضوع قانون دفاع از آزادی‌های مشروع و حفظ حقوق شهروندی.
6-مشاهدات و اقدامات اعضای گروه بازرسی: اعضای گروه بازرسی ، روز 6/8/86 در ساعت 8 صبح از محل دادگستری کل حرکت نموده و در ساعت 30/9 به اتفاق آقای امی دادستان عمومی وا نقلاب شهرری که در کهریزک به گروه ملحق شده بود به محل بازداشتگاه وارد شده در این قسمت از گزارش، مشاهدات خود و اقدامات انجام شده راذیلا و به اختصار گزارش می‌کنیم:

نظریه و پیشنهادهای هیات:
1-بازداشتگاه در یکی از اماکن عملیاتی و انتظامی ، ناجا مستقر بوده که حسب اعلام شماره 105/456/6- 2/8/86 معاون محترم قضایی و اجرای احکام سازمان زندانها در پاسخ به استعلام شماره 18886/86/80 – 2/8/86 این هیات فاقد مجوز قانونی بوده و تحت نظر سازمان زندان‌ها نمی‌باشد که این اقدام بر خلاف ماده 24 آیین‌نامه سازمان زندانها می‌باشد و این قبیل دستگیری‌ها و نحوه نگهداری آنها فاقد مبانی علمی و حقوقی و شرعی و قانونی می‌باشد و اجرای هرگونه طرح و نگهداری آنها با هدف اصلاحی باشد. نه انتقام‌گیری از آنان
2-اکثر متهمان مصاحبه شده با قرار کفالت نگهداری شده‌اند که مناسب است دبیرخانه گزارش جامعی از پرونده‌های آنها را مطالبه تا هیات پس از اطلاع از نحوه دستگیری ، تحقیق و دادرسی آنان، در این مورد اظهارنظر نماید.
3-در اجرای ماده 14 دستورالعمل حفظ حقوق شهروندی نسبت به رفع اثر از اقدامات غیر قانونی در ایجادبازداشتگاه مذکور و تحویل متهمان به بازداشتگاه‌های قانونی اقدام مقتضی معمول نمایند.
اعضای هیات بازرسی حقوق شهروندی – درخشان نیا – مژدهی پور – رازقندی – داماشی.

جناب آقای سلیمانی
مدیرکل محترم زندانهای استان تهران
سلام علیکم
احتراما، در بازدید غیر رسمی از بند 210 کهریزک در تاریخ 24/7/86 تعدادی زندانی که دارای جرائم عمومی مواد مخدر بوده‌اند مشاهده گردید که با بعضی از آنان مصاحبه شفاهی به عمل آمد متاسفانه آنان سزاوار اعزام به چنین بازداشتگاهی که برای اراذل و اوباش در نظر گرفته شده است نبوده که قرار شد موضوع از سوی قاضی محترم ناظر زندان دادسرای ناحیه 20 تهران جناب آقای صفاری مورد بررسی قرار گیرد دستور فرمائید اعلام نمایند بند فوق از بازداشتگاه‌های امنیتی است که توسط نیروی انتظامی تاسی شده است؟ یا از بازداشتگاه‌های عمومی می‌باشد و چه نظارتی از سوی سازمان زندانها بر این بازداشتگاه اعمال می‌شود حسب اعلام مسوولین بازداشتگاه فوق دررابطه با اداره آن توافقاتی با معاونت محترم آن اداره کل جناب آقای درویشی به عمل آمده است.
احمد مظفری- معاون قضایی رئیس کل و مسوول دفتر امور زندان دادگستری کل استان تهران

جناب آقای مظفری
معاون محترم قضایی رئیس کل و مسوول دفتر امور زندانیان دادگستری استان تهران
سلام علیکم
احتراما بازگشت به نامه شماره 86/1120/ز/ الف به استحضار می‌رساند از مدتی قبل نیروی انتظامی در محل مذکور اقدام به تشکیل بازداشتگاه اختصاصی جهت نگهداری متهمین می‌نمود که در تاریخ 23/1/85 بنا به دعوت معاونت محترم دادستان عمومی و انقلاب تهران جناب آقای سالارکیا معاونت این اداره ونماینده دادسرا به اتفاق چند نفر از مسوولین محترم نیروی انتظامی تهران بزرگ از محل بازدید و اقدام به تهیه یک صورتجلسه نموده آن که در صورت رفع نواقص و ایرادات ذکر شده دیگر اقدامات به عمل‌اید نیروی محترم انتظامی در تاریخ 12/9/85 نسبت به معرفی مسوولین بازداشتگاه اقدام که موارد از طریق این اداره کل به ستاد سازمان زندانها ارسال وسازمان مذکور در تاریخ 2/10/85 با تشکیل چنین محلی مخالفت کرده و خالفت اعلام شده طی نامه شماره 5929/205 مورخ 31/2/86 جهت مسوولین مربوطه ارسال گردیده است لذا بازداشتگاه مذکور به هیچ وجه زیر نظر این اداره نبوده و هیچ حکم مسوولیتی هم تاکنون از این طریق صادر نگردیده است علیهذا مراتب جهت هرگونه اقدامی مقتضی ارسال می‌گردد.
مهراب سلیمانی – مدیرکل زندانها و اقدامات تامین و تربیتی استان تهران

جناب آقای محمدی
معاونت محترم قضایی و اجرای احکام سازمان زندانها
سلام علیکم
نظر به اینکه حسب اطلاعات وارده بازداشتگاهی در کهریزک موسوم به 210 توسط نیروی انتظامی با تعدادی متهم بازداشتی تحت عنوان اراذل و اوباش دایر گردیده است اعلام فرمایید 1- آیا بازداشتگاه مذکور تحت نظارت آن سازمان قراردارد یا خیر؟ در صورت پاسخ مثبت مسوولیت بازداشتگاه مربوط برعهده چه کسی می‌باشد؟ آیا با توجه به مقررات آیین نامه سازمان زندانها بازداشتگاه مذکور قانونی می‌باشد یاخیر؟
رازقندی – دبیر هیات بازرسی و نظارت بر حفظ حقوق شهروندی دادگستری کل استان تهران

جناب آقای رازقندی
دبیر هیات بازرسی و نظارت بر حفظ حقوق شهروندی دادگستری کل استان تهران
با سلام و احترام
عطف به نامه شماره 18886/86/50 مورخ 2/8/86 باستحضار می‌رساند در خصوص بازداشتگاه مورد اشاره حسب بررسی به عمل آمده و اعلام اداره کل زندانهای استان تهران تحت نظر این سازمان نمی‌باشد شایان ذکر لیست زندانها و بازداشتگاه‌های تحت نظارت این سازمان به روسای کل دادگستری‌ها و دادستانهای مراکز استانها منعکس گردیده و بازداشتگاه مذکور درنامه مارالذکر جزء لیست اعلامی دادگستری استان تهران نمی‌باشد.

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
ایده های ضد تحلیف – ایجاد ترافیک شدید

فردا بهارستان مال ماست

افراد بسياری از جمله کارمندان به دلايل مختلف امکان حضور در تجمع ميدان بهارستان در صبح روز چهارشنبه را ندارند و راه مشارکت آنان در اعتراض های اين روز، می‌تواند قفل کردن ترافيک شهر تهران باشد.

با توجه به اين ترافيک تهران آسيب پذيرترين نقطه ضعف اين شهر است و نيز توجه به قرار داشتن بهارستان در محدوده ترافيک و طرح زوج و فرد که باعث می‌شود شهروندانی که در اين روز راهی بهارستان می‌شوند از خودروی شخصی استفاده نکنند، اجرای دقيق اين طرح منجر به فلج شدن توان مديريتی حکومت، نرسيدن کارمندان ادارات به محل کار خود و ايجاد توجيهی برای غيبت آنها از محل کار، و حتی نرسيدن نمايندگان به مجلس و از رسميت افتادن مراسم تحليف احمدی نژاد خواهد شد.
اجرای اين طرح ساده و بی هزينه بر اساس مطالعات انجام شده روی ترافيک شهر تهران و بر اساس الگوهای مبارزات بدون خشونت به شرح زير پيشنهاد می‌شود:
بزرگراه مدرس شريان اصلی هدايت کننده ترافيک صبحگاهی تهران است که همه شريان های اصلی ديگر تهران را در اين زمان از روز تحت الشعاع خود قرار می‌دهد و بسته شدن اين شريان باری بر دوش ديگر مسيرهای جايگزين شهر تهران می‌گذارد که خود به خود منجر به بسته شدن آنها و سرايت اين جريان به همه مسيرهای فعال صبحگاهی شهر تهران می‌شود.
برای از کار افتادن اين شريان ترافيکی شهر تنها يک و نيم برابر شدن ترافيک صبحگاهی معمول کافيست، در واقع برای اجرای اين طرح کافيست شهروندانی که ماشين شخصی دارند و به هر دليلی نمی‌توانند در تجمع بهارستان شرکت کنند، تلاش کنند بين ساعات هفت تا هشت و نيم صبح با ماشين هايشان خود را به هرکجای بزرگراه مدرس در مسير شمال به جنوب برسانند.
اين رانندگان می‌توانند پيش از رسيدن به محدوده طرح زوج و فرد در خروجی ميدان آرژانتين يا پيش از رسيدن به محدوده طرح ترافيک در ميدان هفت تير از بزرگراه خارج شوند.
بسياری رانندگان ممکن است در اثر قفل شدن ترافيک پيش از رسيدن آنها به بزرگراه مدرس در مسيرهای ديگر در ترافيک بمانند که لازم است بدانند اين خود دليلی بر موفقيت اجرای طرح است و ماندن آنها در مسيرهای ديگر هم خود کمک به اجرای موفقيت آميز طرح در گسترش آن به همه شريان های اصلی شهر است
نیاز به تاکید نیست که در صورت مشاهده آمبولانس حامل بیمار، تمام تلاش خود را باید برای باز کردن مسیری برای عبور آن، و البته فقط همان آمبولانس، به کار گیرید.
همچنین با توجه به حضور ماموران امنيتی در ميان خودروها به صورت ناشناس لازم است مشارکت کنندگان در اين طرح از هر کنشی که می‌تواند موجب شناسايی آنان شود حتی بوق زدن و به همراه داشتن نمادها خودداری کنند، تا هزينه اجرای اين طرح را برای خود و ديگران به حداقل برسانند و اين گونه نفس حضور ماموران در اين ميان نيز فقط کمک به موفقيت طرح و افزايش ترافيک خواهد انجاميد.
در صورت قفل کامل ترافيک و بی حرکت ماندن خودروها برای مدت طولانی موتور خودروی خود را خاموش کنيد تا حتی‌الامکان از آلودگی هوا به خصوص از آلودگی موضعی که موجب آسيب حاضران می‌شود، جلوگيری شود.

تهران خرداد۸۸

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
استعفاي اعضاي كميته ويژه مجلس
اين كميته نه تنها با بازداشت شدگان ديدار و بر لزوم رعايت حقوق آنان تاكيد كرده بلكه براي آزادي شماري از آنها نيز تلاشها و رايزنيهايي انجام داده است.


جام جم آنلاين: از مجلس شوراي اسلامي خبر مي رسد كه برخي از اعضاي كميته ويژه مجلس براي پيگيري وضعيت بازداشت شدگان در اغتشاشات پس از برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري از اين كار كناره گرفته يا قصد دارند از مسئوليت خود استعفا دهند.

يك نماينده مجلس كه خواست نامش فاش نشود، گفت كه به خاطر برخي مسايل و مشكلات، اعضاي كميته پيگيري وضعيت بازداشت شدگان اغتشاشات اخير قصد دارند از سمت خود استعفا دهند.

برخي منابع خبري نيز گزارش داده اند كه كاظم جلالي سخنگوي كميته پيگيري مجلس براي وضعيت بازداشت شدگان از سمت خود استعفا داده است.

خبرنگار ما در تماس با جلالي موضوع استعفاي اعضاي اين كميته را جويا شد اما وي بدون آنكه اين موضوع را تاييد يا تكذيب كند، وعده داد كه بعداز ظهر امروز در اين باره سخن خواهد گفت.

اين كميته چندي پيش با عضويت برخي از نمايندگان مجلس از سه كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي ، آموزش و تحقيقات و حقوقي و قضايي مجلس تشكيل شده و تاكنون ديدارهايي نيز با برخي از بازداشت شدگان اغتشاشات اخير در زندان اوين داشته است.

اين كميته نه تنها با بازداشت شدگان ديدار و بر لزوم رعايت حقوق آنان تاكيد كرده بلكه براي آزادي شماري از آنها نيز تلاشها و رايزنيهايي انجام داده است.

يكي از مهمترين اقدامات اين كميته، افشاگري در باره بازداشتگاه كهريزك بود كه بنا به گزارشها، وضعيت مناسبي نداشت و به نظر مي رسد در نتيجه چنين تلاشهايي بود كه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي دستور تعطيلي اين بازداشتگاه را صادر كردند. 

آقازاده نماينده رشت ، عوض حيدرپور نماينده شهرضا ، پرويز سروري نماينده تهران ، علاالدين بروجردي نماينده بروجرد ، كرمي راد نماينده كرمانشاه، كرمي نماينده كرمان و جلالي نماينده شاهرود از سوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس ، فرهاد تجري نماينده قصرشيرين از سوي كميسيون حقوقي و قضايي و دوگاني نماينده فسا از سوي كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس عضو اين كميته هستند.

بعد ازتشكيل اين كميته فراكسيون اقليت مجلس به دليل نبود هيچيك از اعضاي خود در تركيب كميته ، به آن  اعتراض كرد و در نهايت، هفته گذشته 2 نماينده از اين فراكسيون از جمله قدرت الله عليخاني نماينده قزوين به اين كميته اضافه شدند.
نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
گزارش خبری عصرایران از حرکت جریان رادیکال به سمت محاکمه هاشمی ،موسوی ، خاتمی و کروبی
آیا روند کنونی سرانجام به حذف بی سابقه یکی از دو جناح سیاسی کشور منجر می شود و پاره ای از برجسته ترین چهره های نظام جمهوری اسلامی در سی سال گذشته، همچون روسای جمهور پیشین ، نخست وزیر دوران امام و رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی را به زور از قطار انقلاب بیرون خواهد انداخت؟!
عصرایران - پس از برگزاری نخستین جلسه دادگاه اصلاح¬طلبان متهم به طراحی و شرکت در«کودتای مخملی»، یک جریان سیاسی خاص خواستار برپایی دادگاه سران جریان اصلاحات و محاکمه چهره هایی نظیر اکبر هاشمی رفسنجانی ،سیدمحمد خاتمی، مهدی کروبی و میر حسین موسوی شده است.

پاره ای از ناظران سیاسی معتقدند که هدف اصلی برگزاری دادگاه افرادی نظیر محمد علی ابطحی، محمد عطریانفر و ...، زمینه سازی لازم برای محاکمه شخصیت های برجسته تر جریان اصلاحات می باشد.

سخنان اخیر بسیاری ازچهره های جناح راست نیز موید این نکته است که راست افراطی در صدد آن است که شرایط کنونی   را به فرصتی برای یک تسویه حساب تاریخی با جناح اصلاح طلب نظام سیاسی ایران و حذف کامل و همیشگی آن از عرصه رسمی فعالیت سیاسی کشور بدل سازد.

در همین راستا یک روز پس از اعترافات ابطحی و عطریانفر، جعفر شجونی، عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، گفت: " اکنون که دانه ریزها در دادگاه اعتراف کردند باید به سراغ دانه درشت ها و کسانی که دستور برپایی این اغتشاشات را داده بودند، رفت. "

در همین حال ، مهمترین اظهار تمایل جهت محاکمه سران جریان اصلاحات به دلیل مواضع سیاسی اتخاذ شده از سوی آنها در روزهای پس از انتخابات، متعلق به جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی بوده است.

محمد تقی رهبر در گفتگو با خبرگزاری فارس- که در کنار کیهان داعیه دار رسانه ای محاکمات است- از تنظیم شکایت نامه جمعی از نمایندگان مجلس علیه میر حسین موسوی به دلیل " اقدامات افراطی و ساختارشکنانه " خبر داد و در این باره گفت: " کسانی که مردم را به خیابان ها دعوت کردند، همواره بر طبل انتخابات کوبیدند و ادعای خود را در میان مردم گسترش دادند، «ریشه فتنه ها و آشوب ها» ی اخیر هستند. "

محمد تقی رهبر، محاکمه موسوی را برای پایان دادن به بحران کنونی ضروری دانست و با اشاره به بیانیه فراخوان میرحسین موسوی جهت حضور مردم در بهشت زهرا گفت: " این افراد که بیانیه می دهند و اخیرا برخی از طرفداران خود را به اطراف مصلی و بهشت زهرا کشاندند، باید پاسخگوی اقدامات خود باشند و سوال از این افراد این است که این آقایان چه کاره کشته شدگان وقایع اخیر هستند که اینگونه سنگ آنها را به سینه می زنند؟!".
این نماینده اصولگرا ، موسوی و خاتمی ر ا«متهمان اصلی هدایت اغتشاشات اخیر» نامید.

پیش از این احمد خاتمی نیز در خطبه های نماز جمعه از کسانی که خواستار ابطال انتخابات هستند با عنوان " سران اغتشاشگران " نام برده بود.

در میان چهره های جناح اصولگرا الیاس نادران از دیگر کسانی است که خواستار پیشروی فرایند محاکمه اصلاح طلبان به سوی لایه های فوقانی جریان اصلاحات شده است.
نادران در " یادداشت روز" صفحه نخست روزنامه راستگرای وطن امروز، در این باره نوشت: " قوه قضائیه و دادستانی و مدعی العموم نباید به دنبال افراد ضعیف، دست دوم و کم‌تاثیر باشند. اگر قرار است عادلانه برخورد کنیم ‌باید همه آنهایی که تاثیر داشتند بویژه کسانی که تاثیر جدی‌تری داشتند، به دادگاه احضار شده، از آنها بازجویی و نسبت به نقش شان از آنها بازخواست شود. "

روزنامه وطن امروز در گزارش خبری روز دوشنبه خود در ضمن خبر مربوط به شکایت برخی از نمایندگان مجلس از میر حسین موسوی، خواستار محاکمه " منسوبان و نزدیکان هاشمی رفسنجانی " نیز شد.

از شواهد و قرائن چنین برمی آید که فاز دوم پروژه حاضر، زمینه سازی نمایندگان مجلس در نطق های پیش از دستور خود برای به دادگاه کشاندن میر حسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی است، چنانکه ضیاءالله اعزازی نماینده مردم بناب در مجلس شورای اسلامی، در نطق پیش از دستور روز خود در جلسه روز یکشنبه مجلس گفت: " متهم اصلی و ردیف اول اغتشاشات و ناآرامی‌های اخیر پس از انتخابات ریاست جمهوری، میرحسین موسوی است و او باید محاکمه شود. "

وی افزود: " به عقیده من محاکمه و بازداشت معترضان خیابانی راهکار اصلی مبارزه با فتنه نیست و باید عوامل اصلی این جریان دستگیر و محاکمه شوند. البته در این زمینه مهدی کروبی هم متهم ردیف دوم است و خاتمی نیز در این جریانات اتهاماتی مساوی با این دو نفر دارد که باید بازخواست شده و مورد محاکمه قرار بگیرد."

محمد ابراهیم نکونام، نایب‌رئیس کمیسیون اصل نود مجلس نیز در این‌باره گفت: " اگر من قاضی دادگاه متهمان حوادث اخیر بودم میرحسین موسوی را به جرم اینکه مسبب همه آشوب‌هاست، محاکمه می‌کردم."

از مجموع سخنان چهره های جریان راست رادیکال چنین برمی آید که ایستگاه پایانی مطلوب آنان در مسیر محاکمه مخالفان نتیجه انتخابات اخیر، محاکمه هاشمی رفسنجانی است.

ارسلان فتحی پور ، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، با طرح این ادعا که " اتاق فرمان کودتای مخملی از لایه‌های دیگری نیز در برخی نهادهای کشور برخوردار است که سریعا باید مورد رسیدگی دادگاه انقلاب قرار گیرد "، می گوید: " پس از آشکار شدن نقش برخی صاحب منصبانی که برای وقایع پس از انتخابات هم‌قسم شده بودند معلوم شد چرا پیش از این آنان در سخنان و اطلاعیه‌های خود آزادی رهبران آشوب را خواستار شده بودند؛ چون از اعترافات آنان مضطرب بودند. "(اشاره به ادعاهای ابطحی در اعترافاتش به هم قسمی هاشمی و خاتمی و اظهارات هاشمی در نماز جمعه درباره لزوم آزادی بازداشت شدگان)

مهدی عباسی فر، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران نیز با اشاره به اینکه " سابقه برخی شخصیت ها نباید مانع محاکمه آنان در دادگاه شود"، بر ضرورت محاکمه "عوامل اصلی اغتشاشات اخیر" تاکید کرد.

حال باید دید که آیا آن گونه که هاشمی رفسنجانی گفته است، جنگ قدرتی درسطوح فوقانی نظام سیاسی ایران در جریان نیست یا اینکه روند کنونی سرانجام به حذف بی سابقه یکی از دو جناح سیاسی کشور منجر می شود و پاره ای از برجسته ترین چهره های نظام جمهوری اسلامی در سی سال گذشته، همچون روسای جمهور پیشین ، نخست وزیر دوران امام و رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی را به زور از قطار انقلاب بیرون خواهد انداخت؟!

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
ادعای پاسخ رهبر انقلاب به نامه‌ی اوباما
بنا بر این ادعا، معلوم نیست دولتمردان آمریکایی به چه دلیلی تاکنون از افشای ارسال نامه اوباما به رهبر انقلاب برای افکار عمومی خود امتناع ورزیده‌اند، نامه‌ای که رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه تهران ـ پس از انتخابات ریاست جمهوری ـ به آن اشاره کرده بودند.
تابناک: روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز مدعی شد: آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی ایران، در ماه می سال 2009 جوابیه‌ای در ارتباط با نامه‌ای که باراك اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا در اردیبهشت ماه سال 1388 برای وی ارسال کرده بود و در آن خواهان برقراری ارتباط و تقویت روابط دو کشور شده بود، ارسال کرده است.

بنا بر این ادعا، معلوم نیست دولتمردان آمریکایی به چه دلیلی تاکنون از افشای ارسال نامه اوباما به رهبر انقلاب برای افکار عمومی خود امتناع ورزیده‌اند، نامه‌ای که رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه تهران ـ پس از انتخابات ریاست جمهوری ـ به آن اشاره کرده بودند.

این گزارش می‌افزاید: «نیویورک تایمز» که نتوانسته است به مفاد نامه مقام معظم رهبری دسترسی داشته باشد، از قول مقامات آمریکایی اعلام کرده است که نامه آیت‌الله خامنه‌ای باعث یأس و سرخوردگی مقامات بلندپایه دولت آمریکا شده است.
نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
سید حسن خمینی دیروز در تهران بود

پارلمان‌نیوز: نوه امام خمینی(ره) صبح روز گذشته از سفر چند روزه خود به پاکستان به تهران بازگشت.

یک منبع آگاه به خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز» گفت:« سفر حجت الاسلام سیدحسن خمینی بر خلاف برخی اخبار که عنوان شده بود ایشان به خاطر عدم حضور در مراسم تنفیذ به خارج از کشور رفته‌اند، به دلایل دیگری بوده است.»

وی ادامه داد:«یادگار حضرت امام راحل صبح روزگذشته به تهران بازگشت.»

به گزارش پارلمان‌نیوز، بدین ترتیب سیدحسن خمینی با وجودی که روزگذشته در تهران بوده ترجیح داده همانند بسیاری از یاران امام خمینی(ره) از جمله آیت الله هاشمی رفسنجانی، حج الاسلام خاتمی، ناطق‌نوری و کروبی، مهندس میرحسین موسوی و دهها چهره دیگر در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد حاضر نشود.

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
میرحسین موسوی: دیروز فرزندان انقلاب با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز گفتند
با ناشیانه خواندن تدارکات برای آغاز دولت دهم
میرحسین موسوی: دیروز فرزندان انقلاب با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز گفتند/اگر اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید/زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد

پارلمان‌نیوز: نخست وزیر مورد تائید و امام راحل با اشاره به دادگاه نمایشی دیروز تصریح کرد:«دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند.»

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، در بیانیه شماره 10میرحسین موسوی آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست.

دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است.

صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سخیف با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم).

مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد.

وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند

میرحسین موسوی

تاریخ انتشار: ١١ مرداد ١٣٨٨
ساعت: ١٩:٤١
 
نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
اخراج سردبیر شجاع رادیو جوان به‌خاطر...
نرگس فتحی تنها نمونه پاکسازی نیروهای توانمند این رادیو پس از برکناری دکتر گیل آبادی نیست، پیش از این با ایجاد شرایط سخت در این رادیو، چهره هایی مانند آرزو جعفرپور، بنفشه رافعی، امین نبی اللهی و مهران دوستی مجبور به ترک این شبکه رادیویی شدند
نرگس فتحیدر میان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری، برخورد غیرحرفه ای و متداول یک درجه دار نظامی با گزارشگر زنده برنامه رادیویی واکنش های متفاوتی به همراه داشت، ولی مدیر این شبکه در راستای اقدامات عجیب خود، حمایت جالبی از نیروهای این شبکه انجام داد.

به گزارش خبرنگار آینده، احمدی مدیر شبکه رادیویی جوان در اقدامی عجیب نرگس فتحی، سردبیر برنامه صبحگاهی "یک صبح، یک سلام" را به خاطر پخش زنده گفتگوی هانیه جوادی منش، گزارشگر سطح شهر این برنامه با یک سرهنگ نظامی اخراج کرده است.

جالب است که در صدای پخش شده از رادیو و پس از آن فایل صدایی که در سایت ایران صدا منتشر شد، گزارشگر این برنامه نه تنها موضوع غیرمتعارف و عجیبی را مطرح نکرده بود، بلکه در هنگام برخورد زشت سرهنگ نظامی، با متانت به تمامی سوال های وی پاسخ داد و حتی دلایل غیر منطقی او را نیز پذیرفت!

البته باید هنر گزارشگر و جسارت سردبیر برای عدم قطع ارتباط زنده را به حساب هشیاری رسانه ای هر دو نفر دانست که با ظرافت جالبی دخالت این فرد در امور غیرمرتبط با خودش و ناامن بودن فضای رسانه ای جامعه حتی برای نمایندگان رادیویی و تلویزیونی صداوسیما را براي مردم روشن كردند.

سرهنگ مورد اشاره پس از برخورد زشت کلامی با گزارشگر مزبور، حتی زمانی که خانم جوادی منش وی را تا ماشین صداوسیما هدایت کرده و آنجا کارت خود را به وی نشان می‌دهد، قدرت شناسایی کارت خدمت گزارشگر رادیو را نداشته و با درخواست حکم ماموریت برای گزارش سطح شهر از وی شروع به بهانه گیری می کند، که البته در پایان گزارش با انصراف از بازداشت او همراه شد و وي حتی حاضر به پاسخگویی در مورد برخورد بد خودش به این گزارشگر نشد.

دکتر گیل آبادیاما نکته جالب زمانی است که مدیر رادیو جوان به جای حمایت از مجموعه خود و تلاش برای پیگیری چنین حرکت غیرمتعارف و غیرحرفه ای، در راستای سیاست بر هم زدن تعادل و ابتکارهای نوین در رادیو جوان، این سردبیر شجاع را اخراج کرده است.

اخراج نرگس فتحی تنها نمونه پاکسازی نیروهای توانمند این رادیو پس از برکناری دکتر گیل آبادی نیست، پیش از این با ایجاد شرایط سخت در این رادیو، چهره هایی مانند آرزو جعفرپور، بنفشه رافعی، امین نبی اللهی و مهران دوستی مجبور به ترک این شبکه رادیویی شدند.

به نظر می رسد مدیر توانای رادیو جوان که پرشنونده ترین شبکه رادیویی داخلی را در کوتاهترین زمان ممکن به سطح یک رادیوی استانی کم شنونده ارتقا! داده، در تلاش زیادی برای تعدیل گسترده نیروهای خودساخته این شبکه رادیویی می باشد.
 
 
ماجرای گزارش پخش زنده رادیو جوان چه بود؟
 
موضوع از اینجا شروع شد که "هانیه جوادی منش" بنابر وظیفه خود با حضور در سطح شهر برای تهیه گزارش زنده صبحگاهی اقدام می کند.
 
وی در حالی که روی موضوع "ترک عادت" با عابران و جوانان صحبت می کرد، ناگهان با برخورد یک مقام نظامی که به نظر می رسد سرهنگ بود، مواجه می شود.
 
گفتار تحریک آمیز و غیر مودبانه مقام نظامی نه تنها گزارشگر رادیو جوان را عصبی نکرد، برعکس تعادل ذهنی خودش را به هم ریخت.
 
گزارشگر رادیو جوان در تلاش برای اثبات وابستگی به سازمان صداوسیما، سرهنگ مورد اشاره را به سمت خودرو دولتی رادیو جوان هدایت می کند و در آنجا کارت شناسایی خود را به وی نشان می دهد، اما از آنجا که سرهنگ معترض برخلاف وظیفه خود کارت رسمی شاغلان صداوسیما را نمی شناخت، حتی پای را فراتر گذاشت و گفت شما باید حکم ماموریت داشته باشید!
 
این اظهارات عجیب وی حتی راننده ماشین صداوسیما را هم دچار خنده و تمسخر کرد، چون هیچ یک از وابستگان خبری و تولیدی سازمان صداوسیما با حکم ماموریت به خیابان های شهر نمی روند و این حکم تنها برای ماموریت های شهرستانی و بین المللی است.
 
مقاومت گزارشگر جوان رادیو جوان موجب شد که سرهنگ مورد اشاره ثابت کند وظیفه ای در این زمینه ندارد و تنها به صرف لباس خود به برخورد با این نماینده رسانه ای اقدام کرده، از طرفی با برعکس شدن ماجرا به نفع گزارشگر سعی کرد با منت گذاشتن سوری از بازداشت!! وی منصرف شود و به سراغ کار خودش برود.
 
اما این جوادی منش بود که حاضر نبود از رفتار زشت و برخورد بد این مقام نظامی کوتاه بیاید و سعی کرد برای گرفتن دلیل چنین برخوردی از وی او را تا آخرین ثانیه حضورش همراهی کند.
 
گرچه تلاش گزارشگر برنامه "یک صبح، یک سلام" به نتیجه نرسید و این مقام نظامی جای جواب و حوزه وظیفه قانونی خود را بی پاسخ گذاشت، اما باید به جسارت رسانه ای نرگس فتحی سردبیر این برنامه آفرین گفت که به سلامت فعالیت همکار خودش اعتماد کامل داشت و حتی در ابتدا سعی کرد به کمک مجری وی را از درگیری لفظی با مقام نظامی منصرف کند، اما وقتی توهین ها و الفاظ نامناسب جناب سرهنگ را در مواجه با خبرنگار دختر رادیو جوان شنید، تصمیم گرفت میکروفن پخش زنده این برنامه را باز بگذارد تا گزارشگر به گفتگوی خودش با سرهنگ نظامی ادامه دهد! 
 
برای شنیدن این گزارش جالب که توسط رادیو اینترنتی "ایران صدا" منتشر شده کلیک کنید
نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
باز هم هواپيما، باز هم نقص فني!
پرواز اهواز- تهران به علت نقص فني لحظاتي پس از پرواز در باند فرودگاه بين‌المللي اهواز فرود آمد.

به گزارش خبرگزاري فارس از اهواز، پرواز اهواز- تهران به شماره 124 با 173 مسافر متعلق به شركت هواپيمايي ساها ساعت 11:30 دقيقه باند فرودگاه بين‌المللي اهواز را ترك كرد كه لحظاتي پس از پرواز در آسمان اهواز، خلبان متوجه نقص فني در هواپيما شد.

خلبان پرواز فوق با مهارت و هوشياري توانست پرواز مذكور را به فرودگاه اهواز بازگرداند و خوشبختانه همه مسافران و سرنشينان پرواز سالم از آن خارج شدند.
از سوي فرودگاه بين‌المللي اهواز به مسافران اين پرواز اعلام شده كه بليت‌‌هاي خود را لغو كنند و هزينه آن را پس بگيرند و پرواز جايگزين براي آنها در نظر گرفته نشده است.

تلاش خبرنگار فارس در اهواز براي تماس و برقراري ارتباط با مديركل و معاونت عمليات و پشتيباني فرودگاه‌‌هاي خوزستان و مسئولان به نتيجه نرسيد.
نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
کروبی:سعیدی سیرجانی هم گفت توبه حرکرده
آخر چطور مي‌شود فردي که معتقد است در انتخابات تقلبي روي داده است و البته در متن کيفرخواست نيز به اين اعتقاد آنان اشاره شده است پس از اين مدت بازداشت مي‌آيد و در مقابل دادگاه مي‌گويد که تقلبي صورت نگرفته است. يعني اين افراد در زندان تنبيه شده و فکر و اعتقاد خود را تغيير داده‌اند! يا اينکه آن زندان‌بان داراي نفس مسيحايي بوده و موجب شده که اين افراد تحت تاثير قرار بگيرند!
«اگر واقعا صداقت و صراحت داريد و مطمئن هستيد که تقلبي صورت نگرفته و از بيان حقايق نمي‌ترسيد نماينده‌اي از ميان ناظران و مجريان انتخابات تعيين کنيد و با نماينده داوطلبان در تلويزيون به بحث بنشينيد و آنگاه يک نظر سنجي از مردم انجام دهيد تا حقيقت آشکار شود.»

مهدي کروبي ديروز اين پيشنهادش را در پاسخ به پرسش خبرنگار اعتمادملي مطرح کرد که تحليل او را درباره دادگاهي که روز شنبه برگزار شد پرسيد. کروبي در پاسخ به اين پرسش به اعترافات اصلاح‌طلبان در دادگاه اشاره کرد و با تاکيد بر اينکه اين اظهارات مشخص نيست در چه شرايط و با چه ملاحظاتي مطرح شده است گفت: « من هم ديروز از آغاز دادگاه اخباري که در اين باره منتشر مي‌شد را خواندم و البته متن کامل کيفر خواست را نيز دقيقا مطالعه کردم. پس از آنکه در جريان اخبار قرار گرفتم اول به اين فکر کردم که چرا بايد اينطور شتاب زده و با سرعت چنين کيفرخواست ضعيفي عليه همه چهره‌هاي نام ونشان دار تهيه شود و آن را در تلويزيون مطرح کنند و دادگاهي را به اين صورت و بدون آنکه خانواده‌ها و وکلاي آنها در جريان باشند برگزار کنند و در پاسخ به اين سوال ذهني‌ام بود که احساس کردم که اين عجله بنابر آن است که اين هفته تنفيذ و تحليف را پيش رو داريم و از سوي ديگر حوادثي در مراسم چهلم جان‌باختگان 30 خرداد در بهشت زهرا و برخي شهرهاي روي داد که بايد بدان واکنش نشان داده مي‌شد.»

کروبي با اشاره به متن کيفر خواستي که در دادگاه ارائه شد گفت: «در اين کيفرخواست دو نکته وجود دارد يکي اينکه در اين انتخاباتي که پشت سر گذاشتيم هيچگونه تقلبي روي نداده است و بازداشت شدگان نيز به آن اقرار کرده‌اند و آنها تاکيد داشته‌اند که نظارت و اجرا بسيار خوب بوده است و در واقع تحرکات آنها و اعتراضاتشان نيز با هدف سياسي صورت گرفته است. از سوي ديگر در همين کيفرخواست اشاره شده که اين افراد به دنبال اجراي انقلاب مخملي و براندازي بوده‌اند. من درباره اين بخش دوم يعني اتهامي که درباره انقلاب مخملي مطرح شده است صحبتي نمي‌کنم چرا که قصد ندارم وارد اين بحث شوم. هر فردي و گروهي مسوول رفتار خودش است و هر کسي هرکاري کرده و هر موضعي داشته بايد خودش از آن دفاع کند. ولي اين را هم مي‌گويم که در هر کشوري ممکن است كساني يا گروهي باشند که حتي اسلحه وارد کشور کنند ولي اين مسائل بايد به صورت مستقل پيگيري و مسببان آنان محاکمه شوند. ولي من مي‌خواهم که درباره اصل اين دادگاه که برگزار شد صحبت کنم.»

کروبي افزود: «مواضع من هميشه صريح و شفاف بوده است و من همواره وفادار به امام و نظام جمهوري اسلامي و آرمان امام بوده‌ام و هميشه دغدغه دفاع از منافع ملي کشورم را داشته‌ام و هيچ گاه اصول را زير پا نگذاشته‌ام و هم نسبت به تحجرگرايي اعتراض کرده و به عدم رعايت حقوق شهروندي معترض بوده‌ام و از سوي ديگر به ساختار شکني‌ها نيز هشدار داده‌ام. ولي آنچه که اکنون مي‌خواهم بدان اشاره کنم اين است که اين اعترافات تا چه اندازه داراي ارزش است آن هم در شرايطي که کشور در حالت عادي نيست و بازداشت‌هاي گسترده صورت گرفته و بسياري نيز جان باخته‌اند.» وي با طرح اين پرسش که آيا مردم اين اعترافات را باور مي‌کنند گفت: «من بارها گفته‌ام هنگامي که ما صادقانه با مردم برخورد نکنيم بايد انتظار داشته باشيم که مردم حرف‌هاي درست و شفاف و بدون ابهام ما را نيز باور نکنند چه برسد به اينکه حرف‌هاي نادرست و ناصحيح ما را بخواهند باور کنند. وقتي در يک جامعه‌اي مردم شاهد آن هستند که با آنها برخوردهاي خشن مي‌شود و آنگاه گفته مي‌شود که اين کار از سوي لباس‌شخصي‌ها و نيروي بسيج صورت نگرفته است و اراذل و اوباش اين کار را کرده‌اند، در جامعه‌اي که به خوابگاه دانشجويان حمله مي‌شود و مردم نيز شاهد حمله به آنجا بوده‌اند ولي مي‌گويندکه اين از سوي نيروهاي ما نبوده است، در جامعه‌اي که جنازه عزيزي را تحويل خانواده‌اش مي‌دهند و آنگاه مي‌گويند که ما نمي‌دانيم مسوول جان باختن وي چه کسي بوده است آيا مردم اين را باور مي‌کنند که افرادي را با لباس‌هاي زندان و تحت‌الحفظ بياورند و آنها اعتراف کنند که تقلبي در انتخابات صورت نگرفته است؟»

کروبي با تاکيد بر مواضع گذشته خود که معتقد است دستكاري در انتخابات صورت گرفته است گفت: «من مي‌گويم که در اين انتخابات [...] سازمان يافته روي داده است و البته شرايط به گونه‌اي است که اگر ما هم بگوييم تقلبي نشده است مردم خودشان به عنوان صاحبان راي وارد ميدان شده‌اند و از سرنوشت راي خود مي‌پرسند. البته همه کساني که به خيابان‌ها آمده‌اند به انقلاب و اصل نظام جمهوري اسلامي وفادار هستند و اين افراد به دنبال انقلاب مخملي نيستند. مردمي که راي دادند و تکبير مي‌گويند به دنبال سرنوشت راي خود هستند و خواست و مطالبه‌اي قانوني دارند.» کروبي تاکيد کرد: «در سال‌هاي اخير در انتخابات‌هاي گذشته نيز تقلب‌هايي صورت گرفته است در انتخابات رياست جمهوري نهم تقلبي آشکار صورت گرفت و حق کشي شد يا اينکه در انتخابات مجلس هشتم تقلب‌ها بسيار گسترده بود ولي دفعات گذشته تقلب‌ها آنچنان آشکار نبود که مردم اينچنين عکس‌العمل نشان دهند. ولي همواره گفته شده که خداوند به انسان‌ها براي تخلفاتي که انجام مي‌دهند امان مي‌دهد ولي جايي مي‌رسد که مچ آنها را مي‌گيرد. پس اين بار فکر نمي‌کردند که مردم مچ‌گيري کنند و فکر مي‌کردند که مانند دفعات گذشته مردم سکوت خواهند کرد و از کنار ماجرا مي‌گذرند.» وي افزود: «به نظر من اين تخلف انجام شده ولي تحرکاتي اينچنين و اين نمايش‌هاي خودساخته‌اي که برگزار مي‌شود تنها اعتبار نظام را زير سوال مي‌برد و خود موجب افزايش اختلاف و بدبيني مي‌شود و مردم نيز بيشتر تحريک مي‌شوند.»


کروبي با اشاره به اظهارات اصلاح‌طلبان در دادگاه گفت: «آخر چطور مي‌شود فردي که معتقد است در انتخابات تقلبي روي داده است و البته در متن کيفرخواست نيز به اين اعتقاد آنان اشاره شده است پس از اين مدت بازداشت مي‌آيد و در مقابل دادگاه مي‌گويد که تقلبي صورت نگرفته است. يعني اين افراد در زندان تنبيه شده و فکر و اعتقاد خود را تغيير داده‌اند! يا اينکه آن زندان‌بان داراي نفس مسيحايي بوده و موجب شده که اين افراد تحت تاثير قرار بگيرند!» وي با اشاره به ماجراي سعيد سيرجاني در جريان قتل‌هاي زنجيره‌اي گفت: «زماني سعيد سيرجاني نويسنده معروف که در قتل‌هاي زنجيره‌اي در زندان جان باخت نوشته‌هايي داشت که در آن اهانت به جبهه و دفاع مقدس صورت مي‌گرفت و بنابر همين او را بازداشت کردند ولي وقتي که او به زندان رفت در داخل زندان مطالبي مي‌نوشت که در آن به تجليل از عظمت جبهه مي‌پرداخت و اين يعني اينکه زندان با او کاري کرده بود که انديشه‌اش تغيير کند. در همان زمان يادم هست که يکي از مسوولان که همراه او بوده و جزو بازجويان وي بوده نوشته که او همانند «حر» توبه کرده و دگرگون شده است چرا که او به خوزستان رفته و سنگر و بيابان‌ها و خاکريزها را ديده و چنين تغيير فکر داده است. من در همان زمان خنده‌ام گرفت و از معاونان وزارت اطلاعات درخواست کردم که اين مسائل را به اين صورت مطرح نکنند که موجب تمسخر شود. چطور است که اين فرد فداکاري بچه‌ها را در جبهه‌ها مي‌ديد ولي بدان اعتراض مي‌کرد و موضع گيري بد و زننده‌اي داشت و تحت تاثير قرار نگرفت ولي خاک‌هاي بيابان را ديد منقلب شد و حر شد»

وي تاکيد کرد: «اين نوع کارهايي که انجام مي‌شود اثر مثبتي ندارد بلکه آثار منفي به همراه دارد که موجب بي اعتبار کردن نظام مي‌شود و خدشه‌اي به جمهوري اسلامي وارد مي‌شود.»
نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
هدف دادگاه انحراف مردم از کهریزک بود
رییس کمیته سیاسی فراکسیون خط امام(ره) مجلس، برگزاری دادگاه برای چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلب و پخش اعترافات گرفته شده از آنها را پرونده‌ای انحرافی از سوی کسانی دانست که در قضایای شکنجه در بازداشتگاه کهریزک دست داشته‌اند و اکنون می‌خواهند اذهان مردم را از این وقایع منحرف کنند.

جمشید انصاری در گفتگو با «پارلمان‌نیوز»، در خصوص برگزاری دادگاه بازداشت‌شدگان پس از انتخابات و پخش اعترافات گرفته شده از آنها در صدا و سیما، اظهار داشت:«به نظر می‌رسد که برگزار کنندگان این دادگاهها دو هدف را پیگیری می‌کنند، باتوجه به اینکه بخش عظیمی از جامعه از نتایج انتخابات قانع نشده و تردید جدی نسبت به صحت انتخابات دارند، گردانندگان دادگاه فکر می‌کنند با برگزاری این دادگاه و طرح اینکه تقلب نشده می‌توانند بخشی از جامعه را که تحت تاثیر سخنان این افراد قرار دارند، قانع و وادار به پذیرش نتیجه اعلام شده کنند.»

وی ادامه داد:«گردانندگان این دادگاه نمی‌دانند که افکار عمومی جامعه بر اساس واقعیت‌هایی که دیده‌اند و نه تحت تاثیر این افراد، به نتیجه اعلام شده معترض هستند و پخش اظهارات بازداشتی‌ها که تقلب نشده تاثیری بر آنها ندارد.»

انصاری تاکید کرد:«هدف دوم از برگزاری دادگاه در این شرایط، تلاش برای به فراموشی سپردن حوادثی است که در بازداشتگاه کهریزک برای بازداشت‌شدگان پس از انتخابات اتفاق افتاد.»

وی ادامه داد:«با آزادی برخی از بازداشتی‌های کهریزک و پخش شدن ابعاد فاجعه مشخص شده که اتفاقاتی که در این بازداشتگاه رخ داده، بسیار فراتر از آنچه که تصور می‌شده بوده است.»

انصاری گفت:«به نظر می‌رسد بازداشتگاه کهریزک یک لکه ننگی به دامن قضایی جمهوری اسلامی بود که آثار آن تا سالیان سال پاک نخواهد شد.»

رییس کمیته سیاسی فراکسیون خط امام(ره)مجلس با بیان اینکه گردانندگان دادگاه چهره‌های سیاسی از عاملین حوادث بازداشتگاه کهریزک هستند، اظهار داشت:«بخشی از مسایل بازداشتگاه کهریزک به دلیل فرستادن بازداشت‌شدگان و شکنجه‌ها متوجه همین گردانندگان دادگاه‌های اخیر است که قصد دارند با گشودن پرونده فرعی و پرداختن به اعتراف‌گیری‌ها ذهن جامعه را از فجایع کهریزک منحرف کنند.»

وی گفت:«در چنین شرایطی با توجه به تاکیدات مقام معظم رهبری در تعطیلی کهریزک و ابراز نارضایتی از این وقایع، همه علاقه‌مندان به نظام جمهوری اسلامی باید در فکر برخورد با عاملان و مجرمان این وقایع باشند.»

نماینده مردم زنجان همچنین با اشاره به نحوه برگزاری دادگاه، تصریح کرد:«در این دادگاه قانون اساسی آیین دادرسی کیفری و سایر قوانین که در خصوص حقوق اساسی افراد در کشور است رعایت نشد.»

وی ادامه داد:«تا آنجا که به ما اطلاع رسیده متهمان تا قبل از حضور در دادگاه از اینکه قرار است برای آنها دادگاهی برگزار شود خبر نداشتند، درصورتیکه طبق قانون باید پیش از جلسه دادگاه متهم و وکیل او از متن کیفرخواست مطلع شوند تا بتوانند دفاعیات خود را ارائه دهند.»

عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس افزود:«به وکلای بازداشت‌شدگان هم اجازه حضور در دادگاه داده نشد و حق داشتن وکیل که طبق قانون اساسی از حقوق بازداشت‌شدگان است از آنها سلب شد.»

انصاری تاکید کرد:«متن کیفرخواستی که از سوی دادستان ارائه شد بیشتر شبیه یک بیانیه سیاسی و حتی نازلتر یک مقاله ژورنالیستی تا کیفرخواست اتهامات و مستندات جرایم بازداشتی‌ها بود.»

نماینده زنجان با بیان اینکه افرادی که محاکمه می‌شدند حقوق اولیه و ابتدایی‌شان را هم نداشتند، افزود:«طبق قانون اعترافاتی که در دوره زندان و تحت فشار انجام شده باشد برای قاضی نمی‌تواند مستند باشد.»

وی گفت:«چهره‌های افراد حاضر در دادگاه نشان می‌داد که چهره طبیعی نیست و این افراد را در شرایط بی‌خبری از اوضاع کشور و ایزوله نگه داشته و در دادگاه حاضر کرده‌اند.»

رئیس کمیته سیاسی فراکسیون خط امام(ره)مجلس با بیان اینکه یک قاضی منصف و عادل نمی‌تواند بر اساس حرفهای مطرح شده در آن جلسه تصمیم‌گیری کند، خاطرنشان کرد:«صحبت‌های متهمین نیز بیشتر شبیه تحلیل از یک حادثه در کشور بود که هر کس می‌تواند تحلیل خود را از آن حادثه داشته باشد و این تحلیل نمی‌تواند دلیلی برای جرم باشد.»
نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
زمینه سازی برای مرجعیت آیت الله شاهرودی
روزنامه خبر نوشت:گفته می شود آیت الله هاشمی شاهرودی پس از پایان ریاست بر قوه قضاییه عازم قم یا مشهد می شود.

این مهاجرت به منظور در اختیار گرفتن کرسی درس خارج و به تدریج، اعلام مرجعیت صورت می گیرد.

آیت الله هاشمی شاهرودی از شاگردان آیت الله شهید محمد باقر صدر و امام خمینی(ره) است و تالیفات متعددی در فقه و اصول دارد. پدر وی نیز از علمای برجسته حوزه نجف بوده است.
نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
فیلم مصاحبه روح الامینی: از برگزاری یک ختم هم عاجزیم؟
 
خیلی از دوستان و بزرگان به من گفتند، چرا چیزی به ما نگفتی؟ من گفتم محسن ما که رفت و گذشت. محسن های مردم را دریابید. حتما باید یکی را بشناسید؟ به فکر آنهایی باشید که واسطه و پارتی ندارند و سرگردانند و لطمه دیده اند. از پیگیری حقوق که حق محسن ما و حق محسن های دیگر مردم است، صرف نظر نمی کنم. حتما پیگیری می کنم. ولی در چهارچوب قانونی.
سایت "آینده" برای اولین بار فیلم مصاحبه دکتر عبدالحسین روح الامینی، پدر شهید محسن روح الامینی که پس از دستگیری در 18 تیر،هنگام بازداشت کشته شئ، منتشر می کند.

دکترعبدالحسین روح الامینی، مشاور انتخاباتی محسن رضایی، دبیرکل حزب عدالت و توسعه، استاد داروسازی دانشگاه تهران و معاون وزیر بهداشت دولت احمدی نژاد بود که پسرش در درگیری های پس از انتخابات ریاست جمهوری کشته شد.

متن گفتگوی شبکه پرس تی با وی را در ادامه می خوانید:

محسن 25 سال داشت و در این سال های کوتاه یک ربع قرن عمر خود پسری بود که شاید الان که در مصیبت فقدانش عزادار هستیم، تازه در حال مرور ویژگی ها و برجستگی هایش هستیم. او پسر خالصی بود و تعلقی به دنیا نداشت و خیلی مهربان بود. هیچ حق الناسی بر گردن او نبود و همیشه کنجکاوانه در جستجوی حقیقت بود. البته قانع کردن او همیشه کار بسیار سختی بود، مثل بسیاری از بچه های نسل جدید ما که از ما جلوتر هستند. آنها با توجه به آنچه که ما در زمان انقلاب و این سی ساله انجام دادیم، خیلی از ما جلوتر هستند.

وی افزود: محسن به دقت گوش می داد و پیگیر بود ولی این صداقت، خلوص، نجابت و مهربانی و عطوفتش باعث نمی شد که بی تفاوت باشد؛ برای همین هم در برابر بسیاری از پرسش هایی که مطرح می شد قانع کردن او بسیار سخت بود. او به جواب های کلیشه ای که ما بعضا برای اقناع جوان هایمان بسنده می کنیم، کفایت نمی کرد.

دکتر روح الامینی گفت: محسن خیلی با بی صداقتی مشکل داشت. با دورویی مشکل داشت. صاف و زلال بود و شاید این زلال بودن، شفافیت و خلوصش و این مظلومیتش در این حادثه اخیر، باعث شده که عواطف به سمت او بیشتر سوق پیدا بکند.

مشاور محسن رضایی تصریح کرد: به هر حال با این حادثه ای که پیش آمده، محسن که دیگر بازنمی گردد، انا لله و انا الیه راجعون. ملک از آن خداست، محسن ما را آورد و محسن ما را برد. محسن ما دیگر بر نمی گردد. ولی محسن های مردم را باید دریافت. ما نمی توانیم در این روندی که هست پاسخ گوی بسیاری از نگاه ها و سئوال ها باشیم و نمی توانیم سرافکنده هم بشویم. انقلابی داشته ایم، مردمی داشته ایم، عزت و افتخاری داشته ایم، در این 30 سال ارزش ها و دست آورد هایی داشته ایم، امیدواریم که این ها علو پیدا کرده و جلو برویم. ما نباید درجا بزنیم.

وی اظهار داشت: دغدغه محسن اعتلای این میهن و این کشور و گرفتاری های مردم بود. آزارش به کمترین کسی نمی رسید. اگر به جوانی نوجوانی یا بچه ای کمترین جسارتی می شد برخورد می کرد. بسیار حساسیت داشت.

پدر محسن روح الامینی درباره شخصیت پسرش گفت: دانشجوی کامپیوتر بود ولی با اینکه خیلی با استعداد بود این چیزها او را اقناع نکرد، آن را هم رها کرد و به کار آزاد رو آورد؛ کارهایی مثل برنامه نویسی کامپیوتر و غیره. بارها می شد که به او می گفتیم چرا به دنبال حقوق خود نمی روی می گفت هنوز پروژه من تمام نشده است.

به عنوان مثال ما در خانه جایی داریم که پول هایمان را در آنجا می گذاریم تا اگر کسی نیاز داشت بردارد، اما او همیشه کم و به اندازه نیاز خود بر می داشت. مناعت طبع این بچه، نجابتش، خلوصی که داشت.خب ما عیالواریم، چند پسر و دختر داریم. یکی بهتر از دیگری اما محسن همه را پشت سر گذاشته بود و ارتباط عاطفی عجیبی با خانواده برقرار کرده بود.

دبیرکل حزب اعتدال و توسعه گفت: ولی او در جستجوی حقیقت بود و دغدغه داشت. در این بده بستان های مرسوم سیاسی هم خیلی از بی صداقتی منزجر بود. از دورویی، از نفاق، از چیز دیگری بودن و چیز دیگری جلوه دادن. به این مسائل اخیر هم نگاه می کرد و اعتراض داشت، ولی آشوبگر نبود. آزار او به یک حیوان هم نمی رسید، مثلا یک گربه خیابانی روزی از حیاط منزل ما می گذشت و آسیبی به او رسیده بود. محسن گربه را برد بیمارستان دامپزشکی نزدیک منزل ما تا او را مداوا کند.

وی تصریح کرد: ولی این بچه سئوال داشت و قانع کردن این بچه ها هم کار سختی است. یعنی ما باید مسیرهایمان را اصلاح کنیم. ما باید با تدبیری بتوانیم امثال محسن ها را قانع کنیم و دریابیم. جواب سئوالات آنها این نیست. این روند هایی که جدا باید اصلاح شود.

روح الامینی در ادامه گفت: خیلی از دوستان ما از نخبگان و از اساتید و مسئولان - آبرویی ما نداریم و هر چه داریم فدای نظام، فدای انقلاب ، فدای مردم، فدای امام، شهدا، اصلا ما قابل مقایسه نیستیم، هیچی نیستیم، محسن ما و همه چیز ما فدای اینها - ولی بالاخره نمی شود اینجوری اداره کرد. نمی شود این گونه دنبال کرد. این گونه صورت مسائل را پاک کنیم. ساده ترین راه حل مسئله هم حذف صورت مسئله است. محسن ما رفت و بر نمی گردد ولی محسن های مردم را باید دریافت.

وی اظهار داشت: بالاخره در این روند هایی که هست در اداره اجتماع در مسائل سیاسی و اینها. البته خب در دوره فتنه و در دوره غبارآلودی شرایط و شاید بشود گفت زهرآلود در برخی مسائل، در ایام فتنه و در ایام فضای زهرآلود و توطئه خارجی، مسائل و متغیرهایی که کنار هم قرار می گیرد، شاید مقداری صحبت کردن و قضاوت کردن کار سختی باشد.

روح الامینی تاکید کرد: من به طور جدی از مظلومیت او (دفاع) و از پایمال شدن خون او جلوگیری خواهم کرد. پیگیری خواهم کرد. اما مسیر من متفاوت خواهد بود. مسیر من مسیری قانونی است، یک مسیر عقلایی است، انشالله خداوند این صبر را به ما داده، این استقامت را داده است. در چارچوب ارزش هایی که به آنها معتقدیم، در چارچوب نظامی که به آن معتقدیم و در چارچوب قانون ها.

وی افزود: ما به نظام اعتماد داریم. ما هنوز به این نظام اعتماد داریم، برخلاف بسیاری که با کمترین مصیبتی به جای اینکه خودشان را کنترل کنند، می گویند ما به این نظام اعتماد نداریم. خیر من به این نظام اعتماد دارم. نظامی که صدها هزار شهید و جانباز و آزاده داده است. نظامی که میلیون ها جوان مستعد مثل محسن دارد که می تواند از جایگاهی، این دست آورد های 30 ساله را به اوجی برساند.

روح الامینی گفت: و ما مطمئنیم انشالله این نظام را باید در مسیری اداره کرد که وضعمان بهتر از الان باشد. خدای نکرده عقب گرد نکنیم، خدای ناکرده بعضی از این فتنه ها و بعضی از این بی تدبیری ها، سوء تدبیر، سواداره که لطمات جدی به ما می زند، ما را از مسیر اصلی منحرف نکند.

 یکی از دوستان قدیمی من، آقای مجتبی شاکری که دو دست ندارد و نابینا است، با موتور برای تسلیت به ما و خانواده به خانه ما آمده بود. ما تا وقتی چنین افرادی را که بزرگان نظام هستند، داریم مایوس نیستیم. اما با این کژ رفتاری ها و سوء تدبیری ها و برخی مسائلی که لطمه جدی می زند باید برخورد شود؛ باید پیگیری شود.

خدا صبر خوبی به مادر مجتبی داده. از آن روز تا به حال یک جمله را می گوید. می گوید انشاءالله نفاق برکنار شود و آقا امام زمان ظهور کنند. محسن ما رفت. محسن های مردم را دریابید.

نمی شود که بی عرضگی های برخی، نا توانی های برخی و سوء تدبیری های برخی را به حساب نظام بگذاریم. ما اعتقاد داریم که خون محسن مظلوم شهید ما راهی را باز می کند برای این که بعضی از این گرفتاری ها و گره های اجتماعی سیاسی و سوء مدیریت ها چه فردی و چه سیستمی اصلاح و پالایش شوند و این ها جلوی مسیر پیشرفت، ترقی و سعادت مردم و کشور ما قرار نگیرند. همه مردم این کشور یک خانوده بزرگ هستند و دل در گرو اعتلای کشور دارند و محسن ما هم یکی از آنان بود.

یکی از دوستان ما خیلی بی تابی می کرد. می گفت من به خاطر ناگواری این حادثه تاصبح نخوابیدم. گفت، قرآن را باز کردم آیه 22 سوره لقمان آمد: مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى. محسن ما نیکوکاری و خلوصش، مردم دوستی اش و عاطفه اش منحصر به فرد بود.

خیلی از دوستان و بزرگان به من لطف دارند. من ناچیزهستم و هیچ قابلیتی ندارم. آن ها به من گفتند، چرا چیزی به ما نگفتی؟ ای کاش به ما می گفتی.من گفتم محسن ما که رفت و گذشت. محسن های مردم را دریابید. حتما باید یکی را بشناسید؟ به فکر آنهایی باشید که واسطه و پارتی ندارند و سرگردانند و لطمه دیده اند.

یا نه بالاتر از آن. روندها اصلاح شود که چنین مشکلی پیش نیاید. مگر نمی شود؟ در بعضی حوادث در کشورها چندهزار ماشین آتش زده می شود ولی کنترل می کنند و خون یک نفر ریخته نمی شود . چطور محسن ما سالم از خانه برود و من جسد او را تحویل بگیرم؟

من نمی توانم بعضی از مسائل را نادیده بگیرم و خودم را کنترل نکنم. به شدت خودم را کنترل می کنم نمی خواهم خدایی ناکرده از پیگیری حقوق که حق محسن ما و حق محسن های دیگر مردم است، صرف نظر نمی کنم. حتما پیگیری می کنم. ولی در چهارچوب قانونی و با کنترل و بدون این که احساساتی باشد و خدایی ناکرده موجب سوء استفاده شود.

خانواده ما، مادرش، من و برادرانش و دایی ها و عموهایش و همه خاندان ما پیگیر جدی پاسخ این سوال هستند؛ که چرا امثال این وقایع باید پیش بیاید و چه کار کنیم که پیش نیاید و آسیبی نرسد.

مردم به ما خیلی لطف دارند. نخبگان، اساتید دانشگاه و مسئولین مختلف ابراز لطف کردند. پیش بینی ختم خیلی آبرومندی را داشتیم ولی دیدیم ممکن است از کنترل خارج شود و بالاخره یک عده سوء استفاده کنند و به کسی در این میان آسیب برسد.

وقتی آن تصمیم را گرفتم، روح محسن ناظر بر من بود. می دانستم که حتما ایشان راضی نیست خون از دماغ احدی بیاید و آسیبی به کسی رسانده شود و برای جلوگیری از آسیب مراسم را لغو کردیم.

مگر ما در اداره کشور عاجز هستیم که نتوانیم یک ختم را برگزار کنیم یا اجازه بدهیم حرف ها زده شود و گفتگو و پیگیری صورت گیرد؟ بی تدبیری را که نباید به حساب نظام، انقلاب و رهبری بگذاریم. حتما ظرفیت بالاتر و بهتری برای اداره کشور وجود دارد.

من مطمئن هستم مظلومیت محسن ما و این عزتی که خدا به او داده است، این لطف خدا و عروج جانسوز و غیرمنتظره او باعث می شود مسیری باز شود که کمک کند به اعتلای کشور و حل مسایل مردم؛ محسن های مردم و جوانان ما که ذخیره ما هستند.

ما بی عرضگی هایمان را بی تدبیری هایمان را نباید به حساب نظام بگذاریم. این ها باید تفکیک شوند. وقتی عرضه نداریم یک معادله چندمتغیری را حل کنیم، در خودمان تجدید نظر کنیم؛ در افراد تجدید نظر کنیم. چرا معادله را ساده و بعد صورتش را پاک می کنیم.

این داغ در برابر مسیری که در این 30 سال زحمت طی شده است تا کشور به این جا رسیده، ناچیز است. بیگانه حتما باید مایوس شود. محسن ما روح جستجوگری داست و قانع کردنش سخت بود ولی حتما از بیگانه بیزار بود. ازبی صداقتی چه داخلی و چه خارجی بیزار بود و این بیزاری را در رفتارش نشان می داد.

رسانه های بیگانه آب در هاون می کوبند. ما بحمدالله مسائل بزرگتر از این را پشت سر می گذاریم. مصیبت سختی است ولی ما به نظام اعتماد داریم. تا امثال مجتبی شاکری ها هست؛ تا بسیاری از کسانی که همه چیز خود را داده اند؛ خانواده هایی که چند شهید داده اند؛ تا امثال این ملیون ها جوان و ذخایری که داریم، هست، بیگانه راه به جایی نمی برد. ان شاءالله درست می شود. ما یک خانواده بزرگ هستیم و مسائلمان را خودمان حل می کنیم.

ولی من از حقش نمی گذرم. نه این که حق شخصی باشد. محسن ما رفت و جایش هم خیلی خوب است. ولی در چهار چوب و قاعده خودمان این کار را می کنیم. باید برای اصلاح امور پیگیری جدی صورت گیرد.

حتما اگر بخواهیم به عنوان یک الگو کشور را اداره کنیم، نباید نا کامی ها و بی تدبیری ها و بی سیاستی هایمان را به حساب نظام و کشور بگذاریم. یا با اندک مصیبت و مصائبی چه بزرگ تر و چه کوچک تر این این کنترل خود را از دست بدهیم.


ولی نمی گذاریم خون محسن ما پایمال شود. و انشاء الله نظام را کمک می کند در ادامه مسیرش شفاف تر و استوارتر و صحیح تر به راهش ادامه دهد.

خدا به شما توفیق بدهد. از شما تشکر می کنیم چون فرصت نکردیم در آن مجلس ختم حرف بزنیم. مجلس برگزار نشد. تشکر می کنیم از ابراز لطف همه آن هایی که احساسات خود را نشان دادند.

شاید پسر ما مشهور شده است اما گمنام بود. همه ابراز لطف کردند و عاطفه ها به حرکت در آمد. امیدواریم این باعث شود مسیر صحیح در پیش گرفته شود و محسن های مردم را دریابیم و از چنین مسائلی جلوگیر کنیم.

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته





قسمت دوم فیلم
نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
آیت‌ا... امجد: حمالی و لبو‌فروشی از قدرتی که تو را بی‌دین کند بهتر است
اسلام هیچ گاه اجازه نداده تا منکری را به خاطر معروفی انجام دهیم... آيا كفر بهتر از اين اسلام نيست؟.... هركس با ما باشد را خوب مي دانيم و هركس با ما نباشد بد است... يكي از خصوصيات بسيار مهم و درس آموز علامه طباطبايي تحمل قول مخالف بود
آیت‌ا... محمود امجد در سخنان اخلاقی چندی پیش خود، تذکرات مهم اخلاقی و اجتماعی را خطاب به مردم، مسئولان و نخبگان بیان کرد.

به گزارش خبرنگار «آینده»، در فرازهایی از این بیانات آمده است:

v    دوره گردی ، حمالی  و لبو فروشی از پستی میزو قدرتی که تو را بی دین کند بهتر است قدرت نباید بر ما سوار شود

 

v    اسلام هیچگاه اجازه نداده تا منکری را به خاطر معروفی انجام دهیم یا منکری را برای ترک منکر دیگر انجام دهیم این مسئله غلط اندر غلط است

 

v     اسلام هیچگاه اجازه نداده تا منکری را به خاطر معروفی انجام دهیم... آيا كفر بهتر از اين اسلام نيست؟.... هركس با ما باشد را خوب مي دانيم و هركس با ما نباشد بد است... يكي از خصوصيات بسيار مهم و درس آموز حضرت علامه طباطبايي تحمل قول مخالف بود

 

v     دعا آدابي دارد اما نبايد فقط به آداب ظاهري اكتفا كرد و از حقيقت آن بازماند. مثلاً قرآن بر سرگذاشتن يعني به قرآن پناه آوردن و قرآن را قبول داشتن اما متاسفانه ما گاهي ظاهر قرآن بر سر مي گذاريم ولي حقيقت آن است كه باطن قرآن را زير پا گذاشته‌ایم، چون غيبت مي كنيم، تهمت مي زنيم و حق مردم را رعايت نمي كنيم. متاسفانه ما همه چيز را بر خدا ترجيح مي دهيم و معاذالله خدا را پوچ مي دانيم در حالي‌كه غير خدا پوچ است.

 

v     متاسفانه ما در نماز خيلي حواسمان پرت است. نماز اقامه است نه خواندن. آن‌هايي كه امام حسين(ع) را كشتند نيز نماز مي‌خواندند. هيچ يك از ما در خواندن نماز به پاي خوارج نمي‌رسيم. پيشاني آن‌ها از نمازخواندن پينه بسته بود ولي بهترين كار را كشتن اميرالمؤمنين(ع) در شب قدر مي دانستند. آيا كفر بهتر از اين اسلام نيست؟

 

v     كجا است خدا در زندگي ما؟ آيا ما لااله الا الله را باور كرده‌ايم؟ ما يك عمر با نام الله در خدمت شيطان بوده‌ايم! با خدا بودن به حرف و لفظ و نماز خواندن و الله الله گفتن و ... نيست. و ما كه روحاني هستيم از همه بيچاره‌تريم! ما زياد گول مي‌خوريم و به ظاهر توجه داريم. مثلاً فلان مجلس حال خوبي داشت و چند  نفر غش كردند! و ما هم خيلي گريه كرديم. اينها اسلام نيست. اينها دين نيست. به جاي شور بايد به شعور توجه كرد. شور تنها مشكلي را حل نمي‌كند.

 

v     يكي از خصوصيات بسيار مهم و درس‌آموز حضرت علامه طباطبايي تحمل قول مخالف بود. 
 

v     احساس برتري نسبت به ديگران خوب نيست اما حركت در جهت بهترين شدن خوب است. خود را بزرگ ديدن باعث جلوگيري از پيشرفت مي‌شود. اصلاً ما نمي‌دانيم چه كسي نزد خدا برتر است، پس چطور خود را برتر از ديگران بدانيم؟! اگر خود را برتر از ديگران ندانيم، در جهت اصلاح خود اقدام مي‌كنيم. البته بايد به اين نكته هم توجه كرد كه گاهي براي تربيت افراد متكبر بايد با آن‌ها طوري رفتار كرد كه به اشتباه خود پي‌ببرند حتي گاهي نبايد به اين افراد سلام كرد چه برسد به تواضع! البته قصد تربيت نبايد با احساس برتري نسبت به او باشد. چرا كه ما از آينده هيچ كس خبر نداريم. از كجا معلوم كه حتي يك فرد گناهكار كه علي‌الظاهر ما خود را از او برتر مي‌دانيم (بر فرض صحت اين برتري كه نمي‌شود تشخيص داد)، بعدا بهتر از ما نشود؟ ما در تاريخ خودمان هم ديده‌ايم كه انسان‌ها چه تغييرات عجيبي مي‌كنند! 

 

v     متاسفانه ما به جاي توجه به اخلاق ديني، سليقه خود را بر دين تحميل كرده‌ايم و بيشتر به ظاهر دين چسبيده‌ايم و از اين ظاهر قصد ديگري داريم! نبايد مردم را از دين ترساند.

 

v     حوادثي نظير سقوط هواپيما نياز به حسن تدبير دارد. به خصوص تكرار اين حوادث درست نيست و نشان از بي‌تدبيري دارد و نبايد بي‌تدبيري خود را به پاي مشيت الهي بگذاريم! خداوند به ما عقل و تدبير داده تا از آن استفاده كنيم. بايد صداقت و حسن نيت داشته باشيم!

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
این اعترافات از کجا آمد؟!!
این اعترافات از کجا آمد؟!!
در سال‌های اخیر در جمهوری اسلامی پروژه اعترافات یکی درباره «علی افشاری» و دیگری درباره «هاله اسفندیاری»، «کیان تاجبخش» و «رامین جهانبگلو» اجرا شد که به غیر از آن‌ها به رغم اعترافات تلویزیونی، پس از خروج از زندان و یا کشور، رویکرد قبلی خود را ادامه دادند و حتی افشاری با گرفتن بورس تحصیلی در مقطع دکتری، به همکاری با عوامل کاخ سفید روی آورد.
در حالی که پخش بخش‌های برگزیده از سخنان حجت الاسلام محمد علی ابطحی، محمد عطریانفر، کیان تاجبخش و مازیار بهاری از سیما، واکنش‌های متفاوتی در میان جناح‌های سیاسی، مردم و افکار عمومی داشته، سناریوهای متفاوتی درباره منشأ شکل‌گیری و اظهار این اعترافات و فرجام آن‌ها مطرح شده است.

به گزارش خبرنگار آینده، سناریویی که صداوسیما و رسانه‌های حامی دولت نظیر فارس و ایران در پی القای آنند، این است که افراد مذکور با استفاده از تفکر در محیط آرام و به دور از هیاهوی زندان و احتمالاً پس از ارائه برخی مستندات و اطلاعات درباره کودتای مخملی، منقلب شده و با پشت‌پا زدن به گذشته خود، به حقیقت رسیده و آن را در قالب این اعترافات بیان کرده‌اند.

طبق سناریوی دوم که در بخشی از افکار عمومی به صورت جدی مطرح است، متهمان پس از فشارهای وارد، شده و تهدید و تطمیع‌هایی حاضر به بیان این مطالب شده‌اند، هر چند این مطالب سخنان واقعی آنان نیست و در حالت آزادی و خارج از محیط بازداشت، اعتقادات دیگری دارند. با این وصف برخی افراد ‌نظیر ابطحی و عطریانفر یا چهره‌های غیرسیاسی‌تر همانند تاجبخش و بهاری در برابر فشارهای مذکور تسلیم شده‌اند، هر چند دیگرانی چون بهزاد نبوی و مصطفی تاج‌زاده، حاضر به همکاری نشده‌اند.

طبق قرائت دیگر این سناریو،‌ پشت صحنه راضی شدن افراد مذکور به اعتراف، برخی نقطه ضعف‌هاست که افراد مذکور را راضی یا به عبارت بهتر مجبور به بیان این مسایل کرده است.
 
بر اساس سناریوی سوم نیز حضور این متهمان در فضای خلأ خبری و احتمالاً ارائه کانالیزه برخی اخبار و اطلاعات که ناشی از قطع تمام ارتباطات با خارج از زندان بوده، منجر به این اعترافات شده است.

در این میان، سناریوی دیگری که اصلاح‌طلبان آن‌را مطرح می‌کنند، بر این باور است که اعترافات اخیر نکته چندانی نداشته و افراد مذکور تلاش کرده‌اند از فرصت استفاده کرده و در لفافه برخی مسایل را به افکار عمومی منتقل کنند. اظهارات ابطحی نظیر «همان‌طور که دیروز همین‌جا خدمت برادران گفتم»، «سلول انفرادی جای بدی نیست»، «اگر نمی‌گفتم،‌ یک ماه بیشتر می‌ماندم» و یا سخنان عطریانفر که گفت «رهبری سرچشمه اقتدار است» و یا «بعد از آزادی از زندان شاه در فروردین 57 احتمال نمی‌دادم طاغوت سقوط کند»، استناد می‌کنند.

این گزارش می‌افزاید: درباره فرجام چهره‌های سیاسی مذکور پس از اعترافات و دادگاه هم پیش‌بینی‌های مختلفی قابل انجام است.

در سال‌های اخیر در جمهوری اسلامی پروژه اعترافات یکی درباره «علی افشاری» و دیگری درباره «هاله اسفندیاری»، «کیان تاجبخش» و «رامین جهانبگلو» اجرا شد که به غیر از آن‌ها به رغم اعترافات تلویزیونی، پس از خروج از زندان و یا کشور، رویکرد قبلی خود را ادامه دادند و حتی افشاری با گرفتن بورس تحصیلی در مقطع دکتری، به همکاری با عوامل کاخ سفید روی آورد.

در مقابل چهره‌هایی چون عباس عبدی و غلامحسین کرباسچی پس از طی دوران محکومیت خود،‌ و یا عفو از رهبری، با اندکی تعدیل، مواضع قبلی خود را حفظ کردند.

در پایان این گزارش آمده است: در حالی که طبق گفته تجری، عضو کمیسیون ویژه مجلس، مقدمات برگزاری دادگاه فراهم نبوده، به نظر می‌رسد تعجیل در برگزاری دادگاه پیش از مراسم تنفیذ و تحلیف، با هدف از بین بردن مشروعیت اعتراضات به انتخابات انجام شده، ‌در حالی که برخی معتقدند برخی ویژگی‌های خاص دادگاه مذکور، بیشتر به کاهش مشروعیت انتخابات انجامید.
 

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
رکود مطلق در عسلویه، مشتی نمونه خروار در اقتصاد کشور
در بخش‌های مختلف فاز 11 نیز اکثر شرکت‌های خصوصی، به دلیل عدم تأمین بودجه، پروژه را رها کرده و شرکت‌های وابسته به یکی از نهادها جایگزین آن شده‌اند، اما هنوز فعالیت خاصی انجام نداده‌اند.

کاهش شدید سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی کشور، موجب رکود در صعنت نفت، به ویژه در منطقه عسلویه شده است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، شرایط منطقه عسلویه که به عنوان قلب پتروشیمی کشور، الگویی برای توسعه صنعت نفت و اقتصاد ایران محسوب می‌شد، به گونه‌ای درآمده است که اکثر فازهای عسلویه، با رکود مواجه شده‌اند.

افتتاح نمایشی برخی فازها توسط مسئولان اجرایی که موجب بروز نقص فنی و خرابی بخشی از تأسیسات احداث شده گردید، نیز مشکلی از رکود در این حوزه مهم صنعتی حل نکرده است.

به طور نمونه، فازهای 11 و 12 عسلویه که محل تغذیه و مایع‌سازی گاز است، در رکود کامل به سر می‌برد. در فاز 12 که قرار است گاز خام فاز 11 را تأمین کند، هنوز هیچ فعالیت جدی‌ای انجام نشده و فاز 11 نیز بیش از یک سال است در مرحله تجهیز کارگاه باقی مانده است.

در بخش‌های مختلف فاز 11 نیز اکثر شرکت‌های خصوصی، به دلیل عدم تأمین بودجه، پروژه را رها کرده و شرکت‌های وابسته به یکی از نهادها جایگزین آن شده‌اند، اما هنوز فعالیت خاصی انجام نداده‌اند.

گفته می‌شود فعالیت این فاز زیر نظر شرکت I.L.C وابسته به وزارت نفت است که توسط یکی از بستگان هاشمی ثمره و یکی از بستگان همسر رئیس‌جمهور اداره می‌شود.

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
بازیگران به جای بزرگان در مراسم تنفیذ احمدی نژاد

مسیح علی نژاد

شبکه جنبش راه سبز (جرس): بالاخره مراسم تنفیذ احمدی نژاد با مقدماتی نظیر کشته شدن تعدادی نامعلوم، زندانی شدن هزاران نفر ، برگزاری یک دادگاه غیرقانونی و در نهایت نمایش اعترافات زندانیان سیاسی برگزار شد.

مراسمی که در آن، صحنه واقعی شکاف میان سران نظام را آشکارا می شد دید. جای خالی هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، سید محمدخاتمی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی ، حسن روحانی، حسن خمینی و بزرگان دیگر را در این مراسم چهره های ورزشی و تلوزیونی پر کرده بودند تا خلا حضور سران نظام با چند نام معروف پر شود. بدین تریتیب در مراسم تنفیذ احمدی نژاد جای خالی بزرگان را با بازیگران و جای خالی مراجع نیز با افرادی مانند مایلی کهنگ و عموپورنگ مجری برنامه های کودک تلویزیونی پرشده است.

محمدرضا شریفی نیا، جهانگیر الماسی، مجید مظفری، احمد نجفی، محمد صالح علا، فرج الله سلحشور، جمال شورجه، آرش مجیدی، حسین رضا زاده و افشین قطبی در مراسم تنفیذ حضور داشتند که بیش از همه نشستن چهره افشین قطبی در صفحه تلوزیون، علامت سوال بزرگی را در اذهان پدید آورد؟ آیا حضور این چهره ها به اختیار بوده یا به اجبار و یا به مصلحلت. اگر به اختیار و یا حتی به مصلحت بوده است، پرسش اینحاست: قهرمانانی که محبوبیت و وجاهت خودشان را از مردم به دست می آورند در برهه ای که مردم داغدار هستند، چگونه باید رفتار کنند؟

ما ملت دردیم انگار که برای هر چیزی دنبال یک قهرمان می گردیم تا دمی کوتاه شاید درد فراموش کنیم و شانه برای قهرمانی پهن کنیم و از ته دل هلهله کنیم و بغض فراموش کنیم. ما ملت عجیبی نیستیم این واضح است که وقتی هیچ چیزمان سرجای خودش نیست برای خودمان قهرمان می سازیم، چند صباحی برای قهرمانانمان جشن می گیریم و بعد به امید آن می نشینیم که قهرمان هم قدر قداستی که برایش قائل شدیم را بداند.

اما امروز یکی از همین قهرمانان مرد. حسین رضازاده و نجفی را نمی گویم . حتی جهانگیر الماسی ومحمدرضا شریفی نیا را هم نمی گویم. اما چیزی شاید کاملا شخصی و دور از منطق همیشه در درونم می جوشید وقتی می دیدم افشین قطبی مردم غمگین کشورم را به شعف می آورد اما امروز قطبی درست وسط مراسم تنفیذ احمدی نژاد تمام شد. ناله های مادرانی که دلبند از دست داده اند در گوشم زنگ می زند، وقتی صورت قطبی را می بینیم.

قطبی حتی به ذهن اش هم خطور نکرد که ممکن است یکی از همین جوانهایی که در کهریزک و در خیابان های تهران کشته شدند، در مراسم استقبال او چه فریادهای ذوق که نکشیدند. سهراب و محسن و خیلی از پسرها و دخترهای جوانی که یا جنازه هایشان در سردخانه است و یا در سلول ها و زندان های شهر فصل اعتراف خود را انتظار می کشند و از قضا گاهی عشق فوتبالشان بیشتر از عشق به سیاست هم هست، چه هوراها که برای امپراطوری قطبی نکشیدند و حالا صدا ی سکوت آنها از گور بر می آید و صدای قطبی جایی در چند قدمی صاحب هاله نور. خوش باشی قهرمان این حق طبیعی تو است و اصلا فرض که ما به این قاعده هم پایبند نیستیم که قهرمان باید همه زندگی اش را هزینه مردم کند.

حضورت به مصلحت بود یا به منفعت کاری ندارم اما برای بخش هایی از دوستدارانت تمام شدی. باشد که این مرگ در مراسم تنقیذ احمدی نژاد پایان مرگ قهرمان سازی های نسل من باشد ازهر کسی در هر شکل و شمایل و قبایی، حتی از موسوی هم قهرمان نسازیم. قهرمان همان مردم بی پناه اندکه گاهی از سر مهر شانه برای یکی پیش می کشند و بعد درست در روزهایی که باید تابوت برادران وخواهرانشان را بر دوش بکشند ناگهان می بینند که جنازه قهرمان شان هم روی دست شان باد کرده است.

نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام
مصاحبه مضحک 20:30 با ابطحی و عطریانفر؛ متهمان باز هم بازجویان را دور زدند
امشب باز هم مصاحبه‌ی جدیدی با همان دو زندانی سیاسی حاضر در مصاحبه‌ی قبلی از تلویزیون پخش شد که از جهات متعددی رسواتر و مفتضح‌تر از آن مصاحبه بود. در مصاحبه‌ی امشب، محمد عطریانفر چنان کدهای دقیق و واضحی را جلوی دوربین بیان کرد که دیگر هیچ‌کس در مهارت او برای فریب طرف روبه‌رو، شک نمی‌کند. کسانی که دیروز مصاحبه‌ی یک مقام سابق سیاسی با «موج سبز آزادی» را خوانده بودند، وقتی امشب مصاحبه‌ی ابطحی و عطریانفر با بخش خبری بیست و سی را دیدند، این بار به طور ملموس فهمیدند که این دو زندانی سیاسی و به خصوص عطریانفر تا چه حد ماهرانه بازجویان را دور زده‌اند. آن صاحبنظر مسائل امنیتی گفته بود: «بازجویان و مسئولان امنیتی متوجه نیستند که آقایان عطریان و ابطحی مسخره‌شان کرده‌اند و سرکارشان گذاشته‌اند.» اینجا کلیک کنید و متن آن مصاحبه را بخوانید به گزارش «موج سبز آزادی» مصاحبه‌ی امشب حاوی نکات صریح‌تری بود که دال بر همین واقعیت تلخ برای بازجویان بود؛ از جمله مرتب شدن موهای ابطحی که در دادگاه به شدت آشفته بود و این بار او را به شکلی گریم‌شده درآورده بودند، یا حرکات عطریانفر که وقتی مجری بیست و سی برای القای صمیمیت روی پای او می‌زد، پایش را به شکل مشخصی جمع می‌کرد و عقب می‌کشید. این گزارش حاکی است این دو زندانی سیاسی در لابه‌لای صحبت‌هایشان اشاره‌های مستقیمی به حضور در زندان و شرایط روحی خود در آن داشتند؛ آنجا که عطریانفر بین صحبت‌هایش گفت: «در همین اوین که هستیم ... » و یا جای دیگری که ابطحی خطاب به خبرنگار بیست و سی گفت: «اگر شما بگذارید آن ورقه‌هایی که در زندان نوشته‌ام را بیرون ببرم ...»؛ گویی که مجری برنامه را هم در قامت یکی از مسئولان زندان می‌دید. به گزارش «موج سبز آزادی» عطریانفر در دو جای دیگر این مصاحبه هم کدهای واضحی را مبنی بر تحت فشار بودن اعترافات ارائه داد. او وقتی تلویزیون بخشی از سخنان عطاءالله مهاجرانی در مصاحبه با بی‌بی‌سی را پخش کرد که گفت: «این آقای ابطحی و این آقای عطریانفر، آن ابطحی و عطریانفری که من می‌شناختم نیستند»، ظاهرا در پاسخ به خبرنگار (سؤال خبرنگار از فیلم بریده شده بود) گفت: «این حرفها روی یکسری اصول مشترک بوده و من مطمئنم اگر مهاجرانی هم در ایران بود و جای من بود، همین حرفها را می گفت» و وقتی می‌گفت جای من، با دست خود با زیرکی به همان جایی که نشسته بودند (یعنی محل زندان اوین) اشاره کرد. وی پس از گفتن این جملات هم دیگر هیچ سخنی نگفت و برای چند لحظه با لبخندی زیرکانه سکوت کرد. عطریانفر همچنین وقتی مجری برنامه گفت: «می‌گویند شما در شرایط غیر عادی اعتراف کرده‌اید»، تلویحا و بدون بیان مستقیم، این موضوع را تایید کرد. او به حدیثی از امام علی اشاره کرد و گفت: مردم می‌گویند فلانی‌ها قاطی کرده‌اند، امام هم تایید می‌کند که: بله، قاطی کرده‌اند، چون با واقعیت مهیبی مواجه شده‌اند. ما هم اینجا در این یک ماه همین اتفاق برایمان افتاده و متحول شده‌ایم.
نویسنده: مدیر وبلاگ ׀ تاریخ: یکشنبه یازدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

داغ کن - کلوب دات کام

© All Rights Reserved to freedomlaw.Blogfa.com / Theme by: iTheme